درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : پریناز رموزی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
وبلاگ رهجویان عشق
با حرکت راه نمایان می شود
شنبه 20 آذر 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        
انسان در سه مرحله زندگی می کند : گذشته ، حال ، آینده  ، این طور نیست که من مدام به گذشته ام فکر کنم که گذشته چه بودم ، مسافرم با من چه کرد و خیلی افراد هم در اتفاقات خوب گذشته خود غرق شده اند و نه از حال خودشان لذت می برند و نه با خانواده هستند و نه به فکر آینده  و مدام در گذشتع خودشان هستند . آدم های موفق و امیدوار  در زندگی کسانی هستند که از گذشته خود درس می گیرند و در حال زندگی می کنند و برای آینده برنامه ریزی دارند .


خلاصه عملکرد لژیون خانم پریناز در روز دوشنبه 95/9/15 با دستور جلسه ؛ سی دی : نفس 1 و 2 

ابتدا خانم مونا و فتانه سی دی را توضیح دادند و در ادامه راهنمای گرانقدرمان اینگونه صحبت کردند .

خانم پریناز کمک راهنمای لژیون : 

انسان از دو قسمت اصلی و اساسی تشکیل شده است : صور آشکار  ، صور پنهان 
1_ صور آشکار انسان آن چیزی است که ما با چشم قادر به دیدن آن هستیم . مثل : چشم ، دست ، پا ، قلب ، کلیه  تمام سیستم جسم ما جزو صور آشکار ما محسوب می شود .
2- صور پنهان : اصلی ترین و اساسی ترین قسمت یک انسان است که هم در علم پزشکی و هم در سیستم انسان شناسی نادیده گرفته شده است . چرا ؟ چون دیده نمی شود . نفس ، حس ، عقل جزو صور پنهان هستند و ما با چشم نمی توانیم آن را ببینیم . درست است که دست و پا باعث می شود که من حرکت کنم و کارهایم را انجام دهم ولی چیزی که من را تشکیل می دهد نفس من است . مثلا :یک جام آب را در نظر بگیرید آن چیزی که آب را در خود نگه می دارد آن جام یا لیوان است و آن چیزی که صور آشکار من را نگه داشته است صور پنهان و نفس من است .
برای اینکه من از نظر فیزیکی و جسمانی سالم باشم باید مثلث سلامت را در زندگی ام پیاده کنم که شامل : 1- خواب کافی 2 - غذای مناسب 3 - ورزش است . 
زندگی امروزه خیلی از انسان ها را تنبل کرده و انسان دنبال راحتی می گردد و همه چیز حاضر و آماده در دسترس ما قرار دارد اما اینکه این مواد غذایی اورگانیک هست یا نیست را ما خود باید دنبالش باشیم . 
چیزی که ما در کنگره می آموزیم الفبای زندگی است ، وقتی که من در کنگره یاد می گیرم که باید تغذیه ام را درست کنم باید این کار را به دانایی موثر تبدیل کنم و اگر فقط این ها را در حد اطلاعات عمومی بدانم و به آنها عمل نکنم به خود و جسمم ظلم کرده ام . 

مطلب مهم که در سی دی نفس 1 و 2 و 3 مطرح شد : غذای نفس است . 
واقعا ما به غذای نفس فکر نمی کنیم و فقط می گوییم یک غذایی باشد که بخوریم و سیر شویم و انرژی داشته باشیم و کار کنیم . در صورتی که نفس وجود من را تشکیل می دهد ؛ این که آدم خوبی هستم یا آدم بدی هستم همه بر می گردد به نفس من و این که ذاتم خوب است یا بد ذات هستم نیز بر می گردد به اینکه نفس من چقدر تربیت شده و آگاهی کسب کرده است .
حالا من از چه راهی می توانم نفسم را تربیت کنم ؟ با آن آگاهی که بدست می آورم و مساله اصلی که در سی دی نیز به آن اشاره شد سه مولفه : نور ، صوت ، حس است که این سه مولفه بسیار موثر است برای اینکه نفس من خوب تربیت شود یا بد تربیت شود .

صوت : 
صوت همان کلام و صداها است  همین که من برایتان صحبت می کنم این همان صوت است . گاهی یک حرف یا کلام می تواند حالمان را بد کند و گاهی نیز یک کلام یا حرف بسیار انرژی می دهد . پس هم صوت بد داریم .  شامل : صوت قرآنی ، سرود کنگره و دعای شکر گزاری و سی دی های اقای مهندس و اقای امین و موسیقی های ارام و  ...
صوت های مخرب نیز وجود دارند . مانند : موسیقی شیطان پرستی ، صدای کشیدن میز بر روی زمین و ...

صوت های بد یا آلوده همه جا ما را احاطه کرده اند و ممکن است مورد طعمه آنها قرار گیریم پس تلاشمان بر این است که در مقابلشان جا خالی دهیم . 
مثلا : نباید با انسان نادان بحث کرد چرا که او سخن ما را نمی فهمد و ما نیز سخن او را نمی فهمیم و جز اینکه انرژیمان تخلیه شود و وقتمان هدر رود چیزی به ارمغان ندارد .این را نیز توجه کنیم که خیلی جاها ممکن است ما نادان باشیم و متوجه حرف دیگران نشویم .

یکسری از افراد کارشان دزدی انرژی است و بدون اینکه زحمت بکشند و تلاش کنند تا انرژی برای نفس خود بدست بیاورند از راه های نامناسب انرژی کسب می کنند .مثلا : شخص از صبح تا شب گوشی تلفن دستش است و به این و آن زنگ می زند و می گوید : چرا به فلانی این را گفتی ، چرا با فلانی آن کار را کردی  و مدام در حال گرفتن انرژی از دیگران هستند .انرژی را می گیرد و حالش خوب می شود اما این انرژی کاذب است و در لحظه حالش خوب است ولی این انرژی ماندگار نیست و بعد از مدتی عذاب وجدان می گیرد . پس سعی کنیم بیشتر موسیقی های خوب و آرامش بخش و صحبت های کسانی را که به ما انرژی خوب می دهد را گوش دهیم تا طعمه اصوات مخرب نگردیم و انرژی نفسمان را خوب تامین کنیم . 

این را در نظر بگیریم که اتفاقاتی که برای ما رخ می دهد دوجنبه دارد : 1-آموزش 2- مجازات 
انسان از بدو تولدش در حال آموزش دیدن است ولی حیف که در مدرسه و آکادمی ها این آموزش نیست . این آموزش ها در تجربه در عمل انجام شده کسب می شود و آموزش را بدست می آوریم و نفسمان را تربیت می کنیم .

اگر انسان آن چیزهایی را که می داند یک پله بالاتر رود و به آن ها عمل کند پس توانسته نفسش را در مورد آن دانایی تربیت کند . این را نیز باید دانست که اگر شخص مثلا در اعتیاد یا خوردن به نفس مطمعنه رسیده باشد درست نیست که فکر کند در همه چیز به نفس مطمعنه رسیده است . باید نفس در زمینه های مختلف تربیت شود . یک شخص می آید اعتیادش را می گذارد کنار ولی در مسائل دیگر هنوز در نفس اماره قرار دارد . پس ما باید در هر زمینه ای نفسمان را جداگانه تربیت کنیم . 

نور : 
چیزی که باعث می شور تصاویر را ببینیم نور است و اگر وجود نداشته باشد ما نمی توانیم با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم . جهان بر مبنای : نور ، صوت ، حس تشکیل شده است .
نور نیز مانند صوت دوجنبه :
نور خوب مانند : فیلم  یا تابلو زیبا 
نور بد مانند : تصاویر بد از کشت و کشتار 

حس یا فکر : 
مهمترین مساله افکار است . هر انسانی در آن واحد در سه جهان زندگی می کند . 
1 - جهان مادی یا فیزیکی :
 همین جهانی است که در آن زندگی می کنیم  و همه چیز در این جهان از ماده تشکیل شده و قابل لمس است . 
2- جهان خواب : 
زمانی که می خوابیم وارد جهان دیگری می شویم . ممکن است به جهان های ناشناخته برویم و یکباره از پاریس سر در بیاوریم . 
3- جهان ذهن یا فکر : بسیار وسیع و گسترده است . 
ما جهان فیزیکی خودمان را بر مبنای جهان ذهنی می سازیم . اگر ما جهان مادی خوب و ارامی داریم این نشان دهنده این است که جهان ذهنی ما نیز آرام است . چرا ؟ 
چون ما به هر چیزی که فکر می کنیم آن را جذب می کنیم . بخاطر این است که من همیشه می گویم از بدو ورودتان به کنگره لحظه رهایی و لحظه تولد و چیزهای خوب را در ذهنتان تصویر سازی کنید و قطعا آن را خلق می کنید . انسان بخشی از وجود خداوند است . همان طور که خداوند چیزی را اراده کند اتفاق می افت  ، انسان هم همین طور است اما با یک بخش کوچک تر . 
مثلا : من نمی توانم اراده کنم که مرده زنده شود ولی در حد خودم آن چیزی را که در ذهنم است در جهان فیزیکی خلق می کنم . 
فکر منفی چیزی جز ناامیدی برای من به همراه ندارد . وقتی انسان ناامید می شود از کار می افتد . حتی الکی شده به خودتان امیدواری بدهید اشکال ندارد حتی اگر در حد آرزو باشد . و این یعنی امید .
خیلی از افراد رهایی و تولد برایشان آرزو بود ولی به آن رسیده اند . 

انسان در سه مرحله زندگی می کند : گذشته ، حال ، آینده  ، این طور نیست که من مدام به گذشته ام فکر کنم که گذشته چه بودم ، مسافرم با من چه کرد و خیلی افراد هم در اتفاقات خوب گذشته خود غرق شده اند و نه از حال خودشان لذت می برند و نه با خانواده هستند و نه به فکر آینده  و مدام در گذشتع خودشان هستند . آدم های موفق و امیدوار  در زندگی کسانی هستند که از گذشته خود درس می گیرند و در حال زندگی می کنند و برای آینده برنامه ریزی دارند . 
بهترین راه مقابله با افکار منفی جایگزینی افکار مثبت است . به غذای نفسمان خوب برسیم . 
در کل خداوند را شکر کنیم که در کنگره قرار گرفته ایم و این را بدانیم که در روز الس خودمان مسیر اعتیاد را انتخاب کرده ایم ولی چون فراموشی به ما داده شده به یاد نداریم .
تهیه گزارش از همسفر فتانه




نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره ۶۰، راهنمای درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 مرداد 1396 01:47 ب.ظ
Keep on working, great job!
یکشنبه 21 آذر 1395 06:01 ب.ظ
خداقوت
یکشنبه 21 آذر 1395 09:53 ق.ظ
خداقوت .
شنبه 20 آذر 1395 03:01 ب.ظ
خدا قوت خانم پریناز عزیز، خیلی زیبا و عااااااااالی بیان کردید، لذت بردم از آموزش ها.
خدا قوت خانم فتانه عزیز
شنبه 20 آذر 1395 02:41 ب.ظ
خدا قوت فتانه جان خیلی عالی بود خانم پریناز عزیزم
شنبه 20 آذر 1395 01:26 ب.ظ
بسیار عالی استفاده کردم خانم پریناز عزیز
خانم فتانه خداقوت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر