تبلیغات
وبلاگ رهجویان عشق - عملکرد لژیون روز پنج شنبه ۹۵/۱۱/۱۴
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : پریناز رموزی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
وبلاگ رهجویان عشق
با حرکت راه نمایان می شود
سه شنبه 19 بهمن 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        
من امروز خاطرات روزهای اول سفر میلاد را یادم آمد . میلاد یک مسافر بد قلق بود و حالش از نظر جسمی خوب نبود ولی خانم فاطمه هیچ وقت امیدش را از دست نداد و حالش خوب بود چون پیام کنگره را گرفته بود و این پیامی است که من به تک تک تازه واردین می گویم که کافی است به کنگره اعتقاد داشته باشید و آنوقت بدقلق ترین مسافر  را داشته باشید حتما به نتیجه که درمان است خواهید رسید .


لژیون خانم پریناز در روز پنجشنبه در تاریخ  1395/11/14  اولین سال تولد رهایی همسفر فاطمه شمسیان را تبریک گفتند . 

پیام تبریک  خواهر لژیونی ها : خدایا هزاران بار شکر بخاطر تولد امروز 
تبریک به فاطمه عزیزمان ، با تمام وجودمان از پروردگار می خواهیم که تمام کائنات را برای تک تک نفسهای شما و مسافرتان  مامور گرداند تا برای همیشه آرام و سلامت و شاد بمانید . 

راهنمای گرانقدرمان خانم پریناز اینگونه  صحبت کردند : 

من امروز خاطرات روزهای اول سفر میلاد را یادم آمد . میلاد یک مسافر بد قلق بود و حالش از نظر جسمی خوب نبود ولی خانم فاطمه هیچ وقت امیدش را از دست نداد و حالش خوب بود چون پیام کنگره را گرفته بود و این پیامی است که من به تک تک تازه واردین می گویم که کافی است به کنگره اعتقاد داشته باشید و آنوقت بدقلق ترین مسافر را داشته باشید حتما به نتیجه که درمان است خواهید رسید . 
رهایی میلاد واقعا معجزه کنگره بود و ناگفته نماند که آقای نادری زحمات بسیاری را برایش کشیدند و ایشان با توجه به تجربه ای که داشتند روشی را برای میلاد اجرا کردند و آن باعث شد که میلاد در کنگره بماند و حتی من از میلاد ناامید شده بودم چون سنش بسیار کم بود و در این سن کم کمتر کسی به فکر درمان می افتد و تنها چیزی که خانم فاطمه و میلاد را در کنگره نگه داشت فقط و فقط مساله آموزش و خدمت بود . همین آموزش ها باعث شد که این همسفر و مسافر بتوانند بجای اینکه نفسشان آنها را سرکار بگذارد آنها نفسشان را سرکار گذاشتند یعنی با گوش دادن و نوشتن سی دی ها و جزوات و کتاب ها یک ضد حمله به نفس خودشان زدند و قبل از اینکه نفسشان آنها را گول بزند آنها نفسشان را گول زدند . 
ما دو مدل رهایی داریم : 1-رهایی با کیفیت   2- رهایی بی کیفیت 
برای رهایی با کیفیت شخص زحمت های بسیار کشیده و این رهایی با آموزش و تعادل همراه است . ولی در رهایی بی کیفیت فرد آنقدر آموزش ندیده و از تعادل برخوردار نیست و اگر از کنگره دور شود ممکن است دوباره به اعتیاد روی بیاورد . 
خانم فاطمه یک ویژگی خوبی که داشت این بود که همیشه فرمانبردار بود و من را از حال خوش و حال خوبش باخبر می کرد و همیشه سپاس گزار من بود و این به من آرامش می داد و خیلی خوب است  خصلت انسان اینگونه است که فراموش کار است ولی خانم فاطمه این خصلت را نداشتند . 
پیام این  تولد  برای تمام سفر اولی ها است این که زحمت سفرتان با خودتان است و لحظات سفر همیشه خوب نیست گاهی وقت ها بسیار سخت است ولی اگر صبور باشید حتما به درمان قطعی خواهید رسید . 
باز هم به خانم فاطمه و آقا میلاد تبریک می گویم و برای امروز خیلی خیلی خوشحال هستم و این تولد یک عدالت الهی است . 

 
سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر :
جای چند خواهر لژیونی هایم واقعا در جشن امروز خالی بود چون وقتی خوشحال هستم دلم می خواهد خوشحالی هایم را به دیگران منتقل کنم . 
اوایل که به کنگره آمدم فکر نمی کردم که ماندگار شوم و فکر می کردم این میلاد است که باید بیاید و برود و قرار نیست که من سفر کنم تا اینکه سی دی خوی وحشی را گوش دادم و آنگاه فهمیدم که کنگره فقط جای یک مصرف کننده نیست و با خودم گفتم میلاد چه سفر کند و چه سفر نکند من می مانم . 
از زمانی که بچه بودم به من آموختند که  چه کارهایی خوب است و انجامشان دهم و چه کارهایی بد است و انجامشان ندهم ولی علتش را نگفتند ولی کنگره و آموزشهایش جواب چرا های مرا داد . در طول سفر به صحبت ها و حرف های راهنمایم کاملا گوش می دادم و از صحبت ها و مطالب مهم را یاد داشت می کردم و در سایت های مختلف دنبالش می گشتم تا بیشتر آموزش بگیرم و تمام فکرم روی آموزش متمرکز کردم و زمانی که به خودم آمدم دیدم نا امیدی همه رفته و آرامشی دارم که هیچ وقت نداشته ام . 
در اوایل سفرم پریشانی بسیار داشتم و یک سوال را از خانم پریناز می پرسیدم و ایشان به من جواب میدادم ولی بی قرار بودم و از تمام راهنماهای دیگر نیز آن سوال را می پرسیدم و جواب همه یکی بود و این کارم بخاطر بی قراری و پریشانی ام بود . من شخصی بودم که همیشه می ترسیدم ولی وقتی خانم پریناز به من گفتند جلو دار واقعی خداوند است  هزاران بار این را خواندم تا فهمیدم و آرام شدم و دیگر از چیزی نمی ترسم . 
چیزی که باعث شد  بهتر یاد بگیرن نکته برداری از سی دی و نوشته هاست که در یادگیرم نقش مهمی دارد و این که تمام دانسته هایم را پشت در کنگره گذاشتم و نادان نادان وارد کنگره شدم . 
یک رهجو باید فرمانبردار راهنمایش باشد یادم است روزی میلادم از شدت دندان درد به خود می پیچید گفتم مادر جان یک مسکن بخور گفت نه مادر آقای نادری گفته اند که هیچ قرصی نخورم و این یعنی فرمان بردار بودن .
نمی خواهم بگویم من و میلاد رهجوهای موفقی هستیم نه ولی رمز موفقیتمان و به مقصد رسیدنمان چشم گفتن یه راهنمایمان بود چرا که راهنما هر چه را که میگوید خود تجربه کرد . راهنمایم به من گفت مسافرت نرو ، مهمانی نرو ، عروسی نرو نرفتم و حال به آن حال خوش رسیده ام . یادم است بعد از رهایمان وقتی به شمال رفتیم نزدیک شمال که شدیم میلاد شیشه ماشین را پایین کشید و گفت مامان بوی رامسر می آید ، بوی برنج می آید ، نمی دانید چقدر خوشحال شدم از خوشحالی گریه کردم و به جان آقای مهندس و آقای نادری و خانم پریناز عزیزم دعا کردم . 
سعی کنید در حاشیه نباشید و مو به موی قوانین کنگره را رعایت کنید . من مطمئن هستم که همه شما به نتیجه خواهید رسید .
تهیه گزارش: همسفر فتانه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 17 مرداد 1396 08:34 ق.ظ
I have read so many articles on the topic of the blogger lovers however
this piece of writing is actually a pleasant piece of writing,
keep it up.
چهارشنبه 20 بهمن 1395 06:44 ب.ظ
خانم فاطمه گل، واقعا از ته دل برای حال خوشتان خوشحالم.در صحبتهای شما، وجود خدا و امید به او، در لحظه لحظه این حال خوش خودنمایی میکند.حال خوشتان مستدام باد.
خانم پریناز عزیز به نوبه خودم از اینکه در شادی و آرامش دوستی از دوستانم جزء دستهای اصلی بودید من هم تشکر میکنم.
و تشکر از خانم فتانه گل به خاطر نگارش این گزارش زیبا و دلنشین
چهارشنبه 20 بهمن 1395 06:39 ب.ظ
خداقوت
بسیار عالی بود
انشالله این روز برای همه سفر اولی های لژیون تجربه شود
چهارشنبه 20 بهمن 1395 09:05 ق.ظ
الهی هزاران هزار مرتبه شکر و تبریک به خانم پریناز عزیزم و خانم فاطمه عزیزم و آقا میلاد و آقای نادری .
سه شنبه 19 بهمن 1395 10:01 ق.ظ
خدایا شکر بخاطر وجود کنگره ، این تولد به یاد ماندنی را به خانم فاطمه و مسافرشان و راهنمای عزیزم تبریک میگم و برای شما زندگی پر از خوشی از خداوند بزرگ خواستارم .
خداقوت به فاطمه عزیز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر