تبلیغات
وبلاگ رهجویان عشق - سی دی علم ۱؛ خلاصه عملکرد لژیون خانم پریناز
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : پریناز رموزی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
وبلاگ رهجویان عشق
با حرکت راه نمایان می شود
نکات آموزنده در این سی دی زیاد بود که در زندگی ما کاربرد دارد. یکی این‌که چه‌کار کنیم که از قیاس دست‌برداریم؟ به‌عنوان‌مثال: یکی را می‌بینید که در امتحانات کمک راهنمایی قبول‌شده است و یکی قبول نشده است، دلیل دارد و دلیلش این است که شخص قبول‌شده سعی و تلاش خودش را کرده، زحمت‌کشیده در آن زمینه، نباید به او حسادت کنیم. او بهای رسیدن به آن جایگاه را پرداخت کرده است. اگر این‌گونه فکر کنیم که اگر هرکسی به درجه‌ای رسیده بهایش را پرداخت کرده، از قیاس دست برمی‌داریم و این موضوع باعث می‌شود نیرو و انرژی ما هدر نرود و صرف خودمان شود. 

روز دوشنبه مورخ ۹۵/۱۱/۱۸ لژیون خصوصی خانم پریناز با موضوع" سی دی علم ۱" رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

 

همسفر صالحی

ما نباید خودمان را با یکدیگر مقایسه کنیم  ؛ به‌عنوان‌مثال که چرا فلانی با من وارد کنگره شد، او کمک راهنما شده و من هنوز پله اولم؟ این به خاطر این است که او زحمتش را کشیده، من نکشیدم  ، بهایش را پرداخت کرده، من بهایش را پرداخت نکردم. نباید درون زندگی خودمان را با بیرون زندگی کسی مقایسه کنیم.

آقای امین در ادامه در مورد آموزش صحبت کردند؛ ایشان  فرمودند: اگر من الآن یک توانایی دارم یا یک نقطه‌ضعف‌هایی دارم، چیزهایی است که خودم با دست‌های خودم بدست آوردم. اگر من در هر جایگاهی هستم خودم آن‌ها را بدست آوردم پس نباید بگویم که چرا فلانی حالش خوب است؟ چرا فلانی به این جایگاه رسیده است؟ او خودش تلاش کرده و به آن جایگاه رسیده و من هم به نسبت تلاشی که داشتم و زحمتی که کشیدم در این جایگاه قرار دارم.

یکی وارد کنگره می‌شود؛ سی دی گوش نمی‌دهد، دیر می‌آید، زود می‌رود، از جزوات و کتاب‌ها استفاده نمی‌کند و بعد یک مدتی می‌گوید: چرا فلانی که از من دیرتر آمده حالش خوب است؟ حال من چرا بد است؟ این قیاس یک قیاس اشتباه است؛ آدم باید نگاه کند که چقدر زحمت‌کشیده است، چقدر بهای آن را پرداخت کرده است که الآن انتظار آن حال خوب را دارد؟ 

آقای امین در این سی دی می‌فرمایند: خودمان را باید با خودمان مقایسه کنیم که من قبل از  کنگره چگونه بودم؟ الآن چگونه‌ام؟ این قیاس درست است، یعنی قیاس خودم با خودم، نه قیاس خودم با دیگران.

قیاس در پایه علم است، در آن مسیر تکاملی است. دو چیز که از هم جدا هستند صور آشکارش یکی است اما صور پنهانش کاملاً متفاوت است. مثال درست: قیاس دو خط کش یک متری از جنس مختلف یک کار عاقلانه است اما قیاس یک متر پارچه با یک کیلو میوه، کار عاقلانه‌ای نیست  و خیلی فرق می‌کند و قیاس درستی نیست؛ با این قیاس‌ها به ما حس حسادت القاء می‌شود و باگذشت زمان تبدیل به کینه می‌شود، همه این‌ها حقه‌های نفس است و ساختاری است که در وجود من به وجود می‌آید آن‌هم ساختار قیاس! دو ساختار دیگر هم باهم جمع می‌شوند به کمک ساختار قیاس می‌روند مثل ساختار حسادت و ساختار کینه و این باعث می‌شود که متوقف شوم

علمی را که من می‌خواهم یاد بگیرم مراتب خاص خودش را دارد به‌عنوان‌مثال: معلمی که می‌خواهد در پایه ابتدایی درس بگوید، در همان سطح آموزش می‌بیند تا بتواند از عهده تدریسش برآید؛ کسی که در مقطع راهنمایی، دبیرستان، دانشگاه و یا کاشف علم است او هم باید اندازه‌ای آموزش ببیند که از عهده تدریس این جایگاه‌ها برآید؛ همه این‌ها به خواسته درونی ما بستگی دارد؛ همه این‌ها برمی‌گردد به آن خواسته‌هایی که ما قبلاً داشتیم و یادمان رفته بود. سختی‌هایی که درراه با آن مواجه می‌شویم  باعث می‌شود خواسته را فراموش کنیم. کسی که می‌خواهد استاد و یا کاشف علمی شود باید خیلی از مشکلات را پشت سر بگذارد تا به آن جایگاه برسد. البته کسی که می‌خواهد در جایگاه پایین‌تری قرار بگیرد لازم نیست سختی‌هایی را که یک استاد متحمل می‌شود پشت سر بگذارد  . 

به‌جای قیاس کردن باید یکی را الگوی خودمان قرار دهیم. مثلاً وقتی وارد کنگره می‌شویم، می‌توانیم کمک راهنما را الگوی خودمان قرار دهیم. یک سفر اولی باید یک سفر دومی را که حالش خوب است را الگوی خودش قرار دهد. معمولاً حقه‌های نفس ما را می‌برد پیش کسی که حالش خراب است، باید سعی کنیم از این‌ها فاصله بگیریم؛ باید سعی کنیم الگوهایمان را خوب انتخاب کنیم  . 

و اما علم. علم: علم چیزی است که حقیقت است، هیچ‌وقت تغییر نمی‌کند از اول بوده و الآن هم هست و همان‌طور باقی می‌ماند. علم به‌راستی و درستی دلالت دارد. به‌عنوان‌مثال: سم‌زدایی یک حقیقت نیست! حقیقت چیزی است که یک محصول خوبی داشته باشد. علم کنگره، علمی حقیقی است  که محصولات خوبی دارد و محصولاتش همان رها یافتگان از دام اعتیاد هستند

مسئله بعدی اینکه آموزش انفرادی نمی‌شود. آموزش علمی است که از یک شخص به یک شخص دیگر منتقل می‌شود. یکی می‌گوید: من خودم سی‌دی‌ها را گوش می‌دهم، جزوات و کتاب‌ها را می‌خوانم، احتیاجی به کنگره ندارم؛ این اتفاق نمی‌افتد، باید شخص در کنگره قرار بگیرد و از یک شخص که علم آن را فراگرفته، آموزش بگیرد؛ تکامل در جمع اتفاق می‌افتد

آموزش می‌تواند هم تخریب ایجاد کند هم سازنده و مفید باشد.

یک مصرف‌کننده چگونه مصرف‌کننده می‌شود؟ 

وقتی در مسیر مصرف قرار می‌گیرد یکی طریقه مصرف را به او آموزش می‌دهد و این  آموزشی تخریبی است که به ویرانی کشیده می‌شود. آموزشی هم  هست سازنده که باعث می‌شود شخص از  چاه بیرون  بیاید. خوب است نوع آموزش را تشخیص دهیم که آیا این آموزش برای ما مفید است یا خیر

در ضمن با هرکسی درد دل نکنیم، ممکن است با توجه به علمی که دارد آموزشی به ما بدهد که باعث ویرانی زندگی‌مان شود؛ باعث شود عملی انجام دهیم که به ضرر ما باشد. باکسی درد دل کنیم که علم و آگاهی داشته باشد و آموزش‌هایش سازنده باشد. در کنگره هم در دل‌هایتان را با کمک راهنمایتان بکنید چون او علمش را دارد.

همسفر شمسیان

نکات آموزنده در این سی دی زیاد بود که در زندگی ما کاربرد دارد. یکی این‌که چه‌کار کنیم که از قیاس دست‌برداریم؟ به‌عنوان‌مثال: یکی را می‌بینید که در امتحانات کمک راهنمایی قبول‌شده است و یکی قبول نشده است، دلیل دارد و دلیلش این است که شخص قبول‌شده سعی و تلاش خودش را کرده، زحمت‌کشیده در آن زمینه، نباید به او حسادت کنیم. او بهای رسیدن به آن جایگاه را پرداخت کرده است. اگر این‌گونه فکر کنیم که اگر هرکسی به درجه‌ای رسیده بهایش را پرداخت کرده، از قیاس دست برمی‌داریم و این موضوع باعث می‌شود نیرو و انرژی ما هدر نرود و صرف خودمان شود

مسئله بعدی داشتن خواسته است. در سفر اول خواسته‌های زیادی سراغ آدم می‌آید درحالی‌که در این سفر، همه خواسته‌ها را باید کنار بگذاریم و فقط یک خواسته داشته باشیم آن‌هم رسیدن به رهایی باشد. در ضمن نباید از این شاخه به آن شاخه از این مطلب به آن مطلب بپریم و انرژی‌مان را تلف کنیم این‌یک حقه است؛ ما باید یاد بگیریم که  بر روی یک موضوع متمرکز شویم و نیروهای خودمان را صرف آن موضوع بکنیم

مسئله بعدی اینکه آدمی در هر نقطه‌ای که قرار دارد، قوت باشد یا ضعف؛ توانایی باشد یا ناتوانی؛ خوب باشد یا بد، چیزی هست که خودش برای خودش به وجود آورده است

در سی دی در مورد القائات صحبت شده است که نیروهای تخریبی می‌آیند در ذهن آدمی مدام القاء می‌کنند که تو این‌همه سعی و تلاش کردی، چیزی نشدی! پس کو عدالت؟ عدالتی وجود ندارد و خداوند عادل نیست که این القائات در ابتدا حسادت و در ادامه نفرت را به وجود می‌آورد.

کمک راهنمای محترم خانم پریناز

مطلبی که در سی دی به آن اشاره‌شده و بسیار در زندگی ما کاربرد دارد مسئله قیاس است. ما در زندگی روزمره خودمان مدام در حال قیاس هستیم. اگر خوب دقت کنیم و به خودمان مراجعه کنیم، متوجه می‌شویم که این قیاس کردن در ذهنمان بازی می‌کند به‌عنوان‌مثال که چرا پسر فلانی در دانشگاه فلان رشته قبول‌شده است، پسر من نشده است؟ چرا پسر من یا همسر من مصرف‌کننده شده درحالی‌که همسر دخترخاله‌ام مصرف‌کننده نیست و بهترین زندگی را دارد؟ و... مدام در زندگی روزمره این قیاس‌ها را در ذهنمان بازی می‌دهیم. در کنگره هم این قیاس کردن‌ها وجود دارد مخصوصاً در بین سفر اولی‌ها  که چرا فلانی آمد کنگره 10 ماه، 11 ماه رها شد ولی مسافر من الآن یک سال یا دو سال است، می‌آید ولی هنوز پله اول است. مدام در حال قیاس است که چرا راهنمای من بقیه را دوست دارد ولی با من این‌طور رفتار می‌کند.

آقای امین در این سی دی قیاس کردن را باز می‌کنند. قیاس کردن یک نوع کار ضد ارزشی است. در مسیری که ما به قیاس کردن مبتلا می‌شویم، در آن مسیر خواسته اصلی‌مان  را گم می‌کنیم

قبلاً گفتیم عامل حرکت در انسان داشتن خواسته است. چیزی که من را به حرکت به تحرک وا‌می‌دارد این است که خواسته داشته باشم. به‌عنوان‌مثال: وقتی وارد کنگره می‌شوم به من می‌گویند خواسته شما، اولویت تمام خواسته‌ها درمان اعتیاد باشد. وقتی این به من گفته شود تو اولویت کارهایم درمان اعتیاد باشد باید تمام چیزها را،  هر چیزی که در ذهنمان بازی می‌کند کنار بگذاریم. مثلاً: گاهی می‌گوییم دانشگاه من مهم است، در کنارش درمان اعتیاد هم مهم است. خرید خانه، خرید ماشین مهم است، درمان هم مهم است. نمی‌دانم هدف اصلیم چیست. من برای این‌که به هدف اصلیم و به خواسته‌ام برسم باید روی هدفم زوم شوم باید روی آن متمرکز شوم، درگیر افکار مختلف نشوم. چون زمانی که درگیر خواسته‌های مختلف می‌شوم، از هدفم دور می‌شوم. مثلاً می‌آیم کنگره، ظاهراً می‌گویم خواسته اول و آخر من درمان اعتیاد است ولی وقتی یک مدت می‌گذرد مسائل دیگر پیش می‌آید مثلاً: دانشگاه قبول می‌شوم، یک موقعیت کاری خوب پیش می‌آید و خیلی چیزهای دیگر، اینجا خواسته‌ام را گم می‌کنم؛ می‌گویم خوب من کنگره‌ام را می‌روم به دانشگاه هم می‌روم به کارهای دیگرم هم می‌رسم. درواقع این کارها مقدمهٔ دور شدن از خواسته اصلیم می‌باشد؛ در ادامه بعد چند ماه دچار قیاس می‌شوم که چرا ما که یک سال، دو سال می‌آیم کنگره به رهایی نرسیدیم، فلانی که بعد از ما آمده چرا به رهایی رسیده؟ 

دلیلش این است که هدف و خواسته اصلی را گم‌کرده‌ام و تلاش و کوششی که شخص کرده را ما نمی‌بینیم؛ ما فقط صور آشکار قضیه را می‌بینیم، چیزهایی که در ظاهر وجود دارد را می‌بینیم، صور پنهان را نمی‌بینیم. مشکل ما انسان‌ها این است که ما می‌آییم فقط صور آشکار را باهم قیاس می‌کنیم. یکی که در کنگره به رهایی می‌رسد بهای رهایی‌اش را پرداخت می‌کند اما بعضی‌ها می‌آیند همسفرشان را دور می‌زنند، دلشان نمی‌خواهد هیچ بهایی را بابت رهایی‌اش پرداخت کنند؛ خوب مشخص است آن مسافری که سختی می‌کشد، زجر می‌کشد سقوط آزادش را به نحو احسن انجام می‌دهد، حرف راهنمایش را گوش می گند، فرمان‌بردار راهنمایش است، مشخص است که او نتیجه می‌گیرد لزومی ندارد که من قیاس کنم و بگویم که چرا فلانی نتیجه گرفت، من نگرفتم؟

قیاس کردن ریشه کینه و نفرت را در من به وجود می‌آورد. زمانی که قیاس می‌کنیم به‌مرورزمان در دلمان کینه به وجود می‌آید و بعد از گذشت زمان به نفرت، حسادت تبدیل می‌شود.

این را هیچ‌وقت نادیده نگیرید هر اتفاقی که در زندگی ما می‌افتد عین عدالت خداوندی هست. هیچ‌وقت به عدالت خداوند نباید شک کنیم من در هر جایگاهی هستم عین عدالت است. هرکسی در هر جایگاهی هست چیزی نیست جز سعی و تلاش خودش

اگر یک مسافر سفر اولی زود نتیجه می‌گیرد سر 11 ماه به رهایی می‌رسد، تلاش کرده، زحمت‌کشیده، شاید من ظاهر امر را ببینم بگویم سرکار نمی‌ره باید نتیجه به گیره؛ این مسافر به آن اندازه که می‌خواهد برای این سفر زحمت بکشد، زحمت‌کشیده. می‌خواهم بگویم که خواسته مهم است. مسئله اصلی خواسته است. اگر خواسته من رهایی و درمان اعتیاد است باید بهایش را پرداخت کنم، خواسته‌ها را باهم قاتی نکنم، هدفم را گم نکنم، برای آن خواسته‌ام زحمت بکشم و هیچ‌وقت به عدالت خداوند شک نکنم؛ اما راهی که استاد امین پیشنهاد دادند و می‌شود کاربردی کرد این است که: به‌جای این‌که حسادت کنم، قیاس کنم و بعد قیاس باعث حسادت، کینه و نفرت شود بیایم از آ ن طرف الگو بردارم. مشکل این است که ما نمی‌بینیم طرف بیشتر زحمت‌کشیده است، بیشتر تلاش کرده است ما باید بیاییم ببینیم که چه باعث پیشرفت او شده است آن‌ها را الگوی خودمان قرار دهیم، قطعاً به نتیجه خواهیم رسید

و اما مبحث علم: ما فکر می‌کردیم آن مطالبی را که در مدرسه و دانشگاه یاد گرفتیم، علم است؛ درواقع علم قوانینی است که به‌راستی و درستی یک‌چیزی دلالت می‌کند.  رسیدن به علم و آگاهی، درواقع رسیدن به دانایی است.

ما برای تعریف دانایی یک مثلث داشتیم که اضلاع آن تشکیل‌شده از تفکر، آموزش، تجربه است که درواقع اگر ما این سه تا کار را انجام دهیم به آن دانایی در آن مسئله می‌رسیم  . 

در سی دی در مورد آموزش صحبت شده؛ من به‌تنهایی می‌توانم تفکر کنم زیرا تفکر اکثراً در تنهایی‌هایمان انجام می‌شود. در مورد تجربه، شاید من به‌تنهایی بتوانم تجربه کسب کنم ولی مسئله آموزش در مبحث آموزش، باید یکی یک علمی را به ما آموزش دهد به خطر همین گفته می‌شود که در کنگره، تکامل در جمع اتفاق می‌افتد؛ یعنی در محیط لژیون. یک مسافر چرا به‌تنهایی نمی‌تواند اعتیادش را کنار بگذارد، اعتیادش را درمان کند؟ 

یک مصرف‌کننده احتیاج به گروه دارد، نیاز به جمع دارد، نیاز به آموزش دارد، نیاز به تغییر دیدگاه و تفکر  دارد پس ما به‌تنهایی نمی‌توانیم در زمینه آموزش پیشرفت کنیم.

همسفر سمانه

مسئله ای که از این سی دی به نظرم جالب آمد و گفته نشد این است که آموزش گاهی آشکار انجام می شود، یعنی یک فرد به من آموزش می دهد، این آموزش آشکار است ولی بعضی وقت ها آموزش پنهانی انجام می شود از جهت های دیگر، از حلقه های دیگر به فرد آموزش داده می شود مثل القائاتی که به آقای  مهندس داده می شد.

کمک راهنمای محترم خانم پریناز

پس آموزش به دو طریق انجام می‌شود، چیزی که ما می‌بینیم صور آشکار است، چیزی که بین استاد و شاگرد وجود دارد. یکی هم در صور پنهان اتفاق می‌افتد و آن از طریق القائات است. همین‌جوری که من نمی‌توانم علمی را کشف نمایم یا باید  در صور آشکار آموزش‌دیده باشم یا در صور پنهان؛ و این مطالب‌هایی که در سی‌دی‌ها گفته می‌شود توسط آقای مهندس و یا آموزش‌هایشان، همه آن‌ها از یکجایی آموزش گرفته‌شده است و این آموزش از طریق الهامات و القائات بوده و قابل‌لمس نیست.

تهیه گزارش همسفر شمسیان

 





نوع مطلب : عملکرد لژیون، 
برچسب ها : کنگره ۶۰، راهنمای درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط : سی دی علم ۱،
دوشنبه 27 شهریور 1396 01:35 ق.ظ
Hi there! I understand this is somewhat off-topic however I had to ask.
Does running a well-established blog such as yours require
a massive amount work? I am completely new to operating a blog however I do write in my journal everyday.

I'd like to start a blog so I can share my experience
and views online. Please let me know if you have any suggestions or tips for new aspiring bloggers.
Thankyou!
چهارشنبه 18 مرداد 1396 06:49 ب.ظ
What's up friends, its wonderful post regarding teachingand fully
defined, keep it up all the time.
شنبه 23 بهمن 1395 08:35 ب.ظ
خداقوت به راهنمای عزیز بابت آموزشهای نابتان و سپاس از خانم فاطمه بابت تهیه گزارش
خداقوت به فاطمه
شنبه 23 بهمن 1395 11:03 ق.ظ
بسیار عالی تشکر از خانم پریناز عزیزم و خانم شمسیان و فاطمه صالحی ان شاله جایگاههای بالاتر.
پنجشنبه 21 بهمن 1395 12:13 ب.ظ
عالی بود و بسیار قابل تامل...
مطمءنا اگر مطالب گفته شده را به خوبی بکار ببرم، در تمام شعاع و ابعاد زندگیم قطعا تاثیر گذار بوده و به نتیجه می رسم.
دست همگی درد نکند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر