درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : پریناز رموزی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
وبلاگ رهجویان عشق
با حرکت راه نمایان می شود
چهارشنبه 14 تیر 1396 :: نویسنده : فاطمه شمسیان       
افرادی را دیدیم که سندی بودند برای موفقیتمان ، خودشان روزی مصرف کننده بودند و رنج کشیده آنها چراغ امیدی بودند در دلمان ، روش Dst راه نجاتمان شد.

سلام دوستان فتانه هستم یک همسفر 

شیشه چیست ؟ 
شیشه که نام های دیگر آن آیس یا کریستال است . بصورت بلورهای شفاف و تیز و کریستال های ریز مانند شکر است که ترکیبات آن آمفیتامین است و در آزمایشگاه های غیر قانونی ساخته می شود و توسط قاچاقچیان برای فروش اینگونه تبلیغ می شود که شیشه حاوی مرفین نبوده پس اعتیاد هم نمی آورد و متاسفانه عده ای از ما انسان ها به علت نا آگاهیمان در دام این ماده می افتیم .
اعتیاد به شیشه از هر ماده دیگر بیشتر است حتی از کوکائین .
این ماده به صورت کشیدنی ، از طریق بینی ، خوردنی‌ و تزریق ممکن است ‌.
فردی که شیشه مصرف می کند در ابتدا برایشان بسیار لذت بخش است و علایم بسیار خوبی را تجربه می کنند ، قدرت و تمرکزشان در ابتدا مصرف به شدت بالا می رود ، دل و جراتشان بسیار می شود ، بسیار مهربان و صمیمی می شوند ، خلاقیتشان زیاد می شود ، شب تا صبح نمی خوابند و پای تلوزیون می نشینند و در حال عوض کردن کانال است ، دمای بدنشان بالا می رود و زیاد آب می خورند ، پرخاشگر می شوند .
مصرف طولانی مدت شیشه ، شخص را بدبین کرده ، توهم های شدید شنوایی و بینایی پیدا می کند به طوری که شخص صدا و قیافه خانواده اش را گوسفند دیده و سرشان را بریده است .

جناب مهندس دژاکام شیشه را سونامی خوانده اند .
سه سال بعد از ازدواجم این سونامی وارد زندگیمان شد . مسافرم هر روز لاغر و زردتر می شد شب ها خواب نداشت و روز ها می خوابید . پرده های اتاقمان پتو بود چون معتقد بود که کسی به خانه مان دید نداشته باشد پریزهای برقمان پر شده بود از خمیر بازی چرا که مسافرم معتقد بود همسایه دیوار به دیوارمان از راه پریز برق به تماشا خانه ما می نشیند ، شب ها با چاقو می خوابید و می گفت عده ای او را تعقیب می کنند ، به یکباره از خواب می پرید و کانال کولر را باز می کرد و مرا صدا می کرد که بیا دوربین را ببین .
هر کدام از این اتفاقات زخمی بر وجودم می زد نالان و حیران از کار های او .
شیشه آنچنان در خانه مان فرو آمد و تکه تکه شد که جمع کردن تیکه هایش کار هر کسی نبود مسافرم یک بار با میل خود به کمپ رفت و دو بار با اجبار ولی هیچ تغییری حاصل نشد تا اینکه به لطف خدا راهی کنگره شدیم .
افرادی را دیدیم که سندی بودند برای موفقیتمان ، خودشان روزی مصرف کننده بودند و رنج کشیده آنها چراغ امیدی بودند در دلمان ، روش Dst راه نجاتمان شد . 
خدارا هزاران بار شکر هم بخاطر اینکه زخم های شیشه مرا قوی ساخت و بخاطر وجودش راهی کنگره شدیم و روز به روز با آموزش های خوبش بیشتر و بیشتر به نا آگهی خودمان پی بردیم.
نگارنده : همسفر فتانه




نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره ۶۰، راههای درمان اعتیاد، مقاله،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 مرداد 1396 01:34 ب.ظ
Nice weblog here! Also your site loads up very fast!
What web host are you the usage of? Can I get your associate link on your
host? I want my website loaded up as quickly as yours lol
شنبه 14 مرداد 1396 01:59 ب.ظ
Pretty nice post. I just stumbled upon your weblog and wished to
say that I've really loved browsing your blog posts.
In any case I'll be subscribing to your rss feed
and I hope you write again soon!
شنبه 7 مرداد 1396 09:34 ب.ظ
This is the perfect site for anybody who wants to understand this
topic. You know so much its almost tough to argue with you (not that I really will need to…HaHa).
You certainly put a brand new spin on a subject that's been written about for years.
Great stuff, just wonderful!
جمعه 16 تیر 1396 07:47 ق.ظ
خدا قوت
جمعه 16 تیر 1396 07:19 ق.ظ
یا سلام.خانم فتانه عزیز ممنون از شما اطلاعات خوبی دادید. خیلی خلاصه داستان شیشه و رابطه آن با خودتان را گفتید ولی کوهی از حرف پشت آن بود...خدا را صدهزار بار به خاطر حال الان شما شکر....خیلی شنیده ام و دیده ام که خدا مهربان است و مهربان... این مهربانی و لطف خدا چقدر در مورد زندگی شما و افرادی چون شما مشهود و ملموس است....باز هم ممنون و متشکرم خدا هستیم
جمعه 16 تیر 1396 06:25 ق.ظ
فتانه عزیزخداقوت مثل همیشه عالی بودخداراشاکرم بخاطرحال خوش امروزت وبهترینهارابرایتان آرزومیکنم
پنجشنبه 15 تیر 1396 11:51 ب.ظ
خداقوت
پنجشنبه 15 تیر 1396 06:36 ب.ظ
فتانه عزیز مثل همیشه عالی
پنجشنبه 15 تیر 1396 02:46 ق.ظ
خدا قوت خواهر گلم
چهارشنبه 14 تیر 1396 01:40 ب.ظ
فتانه عزیزم خیلی خوب بود
با خوندن مطلبایی در مورد شیشه و امیدشون منم امیدم بیشتر میشه و خداروشکر میکنم که راه کنگره برای ما باز شده
خداقوت وبلاگ نویسان عزیز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر