تبلیغات
وبلاگ رهجویان عشق - متن کامل سی دی شاد بودن از آقای مهندس دژاکام
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : پریناز رموزی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
وبلاگ رهجویان عشق
با حرکت راه نمایان می شود

گاهی اوقات هم حزن یا غم ، خود یک نعمت است و عمق عجیب و غریبی دارد و آن حزن است که جهان های خاص که در درون خودشان دارند ناگزیرند تفکر نمایند و تفکر مطالب مهمی را ایجاد می کند . آن غصه های الکی غم های الکی نا میزان است ، بدر د نمی خورد و انسان را اذیت می کند . 

یا علیم 

متن کامل سی دی شاد بودن از آقای مهندس دژاکام 

به نام قدرت مطلق
سلام دوستان حسین هستم مسافر دستور جلسه ی امروز ما شاد بودن است . البته نمی توانیم بگوییم غم یا حزن یا اندوه یک چیز منفی و بدرد نخوری است و شاد بودن خوب است اینها با هم دیگر مکمل هستند . در نوشته ها خواندیم که :  غم بزرگ و یا اندوه بزرگ آدم را به دو مقام الهی و یا پایین ترین مقام و بالاترین مقام سوق می دهد این بستگی دارد که ما در مورد غم و یا اندوه چه چیزی را دریافت می کنیم .

گاهی اوقات هم حزن یا غم ، خود یک نعمت است و عمق عجیب و غریبی دارد و آن حزن است که جهان های خاص که در درون خودشان دارند ناگزیرند تفکر نمایند و تفکر مطالب مهمی را ایجاد می کند . آن غصه های الکی غم های الکی نا میزان است ، بدر د نمی خورد و انسان را اذیت می کند . 
در این جا این شاد بودن ما انسان ها تا جایی که من تصور می کنم ، به دست خود ماست که ما انسان شادی باشیم و یا غمگینی باشیم و این اصلا بستگی ندارد که ما در چه مقامی باشیم   و یا چه جایگاهی هستیم و چقدر مشکلات داریم و چقدر مشکلات نداریم در واقع فرزندان خدا همه دارای مشکلات عدیده ای هستند و این مشکلات آ نچنان در خوبی ها و در شادی ها تنیده شده که جدا کردنش کار بسیار سختی است و نمی توانیم بگوییم نیستند و یا ما نمی توانیم آ نها را برای همیشه از بین ببریم . در این بحث مطرح می کند که انسان می تواند با دست خودش برای خودش  شادی را بوجود آورد . 
شادی امری هست نسبی و بستگی  مستقیم دارد با تفکرات و اندیشه ؛ نمی توانیم معیار خاصی برای آن قائل شویم . انسان دارای خواسته هایی می باشد که به بعضی از آن خواسته ها می رسد ، اگر این خواسته ها خیلی خیلی زیاد باشد و به مقدار کمتری از خواسته هایش برسد ، معذب است . اگر خواسته هایش محدود و حساب شده باشد و مقدار زیادی از آن بر آورده شود ، انسان می تواند موجود شادی باشد . ممکن است ما به یکی آب نبات چوبی دهیم دل او شاد شود ولی به یکی یک برج دهیم اصلا شاد نشود . یکی ممکن است با هزار تومان شاد شود و یکی با یک تکه نان شاد شود و یکی ممکن است با شمش طلا هم شاد نشود پس این امری هست نسبی و قرار دادی . این صحبت هایی را که ما با استادها صحبت می کنیم و ارتباطی است با جهان ها ، به اعتقاد من گذشتگان آ ن را پیدا کرده بودند و از آن به عنوان مکاشفه اسم می بردند و بارها استفاده شده است . یک زمانی آمدند این موضوع را به   جادوگری ربط دادند که عواقب و مصائب زیادی به همراه داشت . کسانی بودند وقتی به این مسائل پی می بردند ادعای قدیسی می کردند . می گفتند که فرستاده ی خدا هستند که در هر دو حالتش ، حالت مخربی بود . زیرا شخص از آ ن اطلاعات و دانش هابرای امیال و خواسته های خودش مورد استفاده قرار می داد . حالا پتانسیلش نبود ، آگاهیش نبود ، اطلاعاتش نبود و یا به طرف منفی سوق داده می شد که می رفت به سمت جادوگری و این گونه سوء استفاده می شد و یا به دست کسی می افتاد او خود را قدیس می دانست ، خودش را یک شخص تافته جدا بافته می دانست . حالا هم چنین افرادی داریم ، بعضی آدم ها یک خواب می بینند  وقتی بیدار می شوند ، یک چیزی دستگیرشان می شود از روز بعد ادعای نبوت می کنند ، ادعا مهدویت می کنند ادعای خدایی می کنند که ما برگزیده ی خداوند هستیم ، ما متبرک هستیم . نه ، اصلا این ماجرا این گونه نیست ؛ ماجرا یک علم است ، علمی که روزی شخص به آن دست رسی پیدا می کند و مشخص می شود انسان در حلقه های مختلف ، در جهان های مختلف ، در صور مختلف و اشکال مختلف در ارتباط است و این که انسان موجودی است فنا ناپذی و همیشه بقا دارد از یک حلقه به یک حلقه ی دیگر ، از یک مکان به یک مکان دیگر میتواند حرکت کند و انسان هایی که در حلقه های دیگر هستند می توانند با هم ارتباط داشته باشند ، میتوانند اطلاعات را منتقل کنند ، دریافت کنند . پس اگر از این نظر نگاه کنیم ، بله . ولی اگر از دید جادوگری و چه و چه نگاه کنیم ، مشکل ساز می شود . انتقال اطلاعات همیشه بود ، حالا به صورت الهام بود و یا القا بود و یا خواب بودو یا مکاشفه ؛ این بود ، این مسئله چیزی نیست که تازه آمده باشد . در زمان های کهن ، انسان هایی که در زمان های خیلی قدیم بودند ارتباط متا فیزیکشان خیلی قویتر و مهم تر بوده است تا به نسل های بعدی می رسد که وارد زندگی ماشینی شده است و باز هم وجود دارد ؛ پس یک چیز عجیب الخلقه نیست و یک روزی انسان ها به این ها خواهد رسید . تحقیقات در این مورد همچنان ادامه دارد و ما از آن مطالبی را یاد می گیریم . این جا می خواهد بگوید که وقتی انسان به شادی فکر می کند و شاد هست ، در جهان دیگر هم همین طور است . هر چه ما این جا هستیم ، ادامه آن در جهان های دیگر وجود دارد . اگر این جا شاد باشیم در جهان بعدی هم شادیم . داشتیم و داریم کسانی را که از جوامع جدا می شوند و برای تزکیه و پالایش به کوه ، جنگل می روند و گیاه می خورند و انجا خدا را عبادت می کنند ، حالا شیخ هستند ، عارف و یا صوفی هستند ، این ها در آن دنیا هم همین طور هستند . فکر نکنید یک اتفاق خارقالعاده ای پیش می آید و انسان هر چه در این جا کارهایش درست تر باشد ، بر سر صراط مستقیم باشد ، به طرف ارزش ها باشد ، به فرمان عقل نزدیک تر باشد شرایط خیلی بهتر است . 
عقاب سفید می خواهد بگوید که ما امشب می خواهیم وارد صحنه ای از زمان های گذشته بشویم و هدف ما پرداختن به یک مسئله و یا یک موضوع و دور شد

ه از م

سائل دیگر است ، باید به هر چیز مانند این توجه کرد . می خواهیم به صحنه گذشته وارد شویم . می  خواهیم و ارد آرشیو شویم .
عقاب سفید : جمع دوستان را می بینیم حالا در کنار هم رقص می کنند با لباس های قرن سیزدهم و اشراف هم خوش هستند . خانمی این جا نشسته اند که حدود 65 سال سن دارد ، اما بسیار خوش قد و قامت و با موهایی بلوند و خوش تیپ . قدری آن طرف تر پسر های جوان هستند جوک می گویند و می خندند . پس در هر حال به این جا هم توجه شود . یعنی این وقایعی که آن زمان رخ داد که یک صحنه شاد و خوبی بود این عین همان صحنه در آنجا وجود دارد ؛ چون اینجا شاد بوده و این صحنه را داشته ، آنجا هم شاد است و این صحنه را دارد . حالا اگر این جا یک صحنه ای بود که شکنجه بود ، آنجا هم همین صحنه را داشت ، پس بنابراین ، این مطلب را دارد بیان می کند که بهتر است ما شادی ها فکر کنیم و تفکر اندیشه مان را مثبت کنیم . این تفکر و اندیشه را مثبت کردن ، خیلی خیلی اهمیت دارد . گاهی یک اندیشه ما سریع به سمت جبهه منفی و یا اندیشه منفی سوق پیدا می کند ، اینجا خیلی مخرب است . می گوید ، باید به این صحنه ها فکر کنید تا خودتان را شاد و قدرتمند احساس کنید . 
عقاب سفید : ما و یاران در صحرا به کار نیکویی مأمور می شویم تا انسان ها را به اهداف ثمر بخش یاری دهیم . 
ما مأمور می شویم که به انسان ها برای رسیدن به اهداف خوب یاری برسانیم . از این تمثیل برای فرشتگان الهی یاد می کنیم که به انسان ها کمک می کنند . فالهمها فجورها و تقواها .
نگهبان : استاد شما فارسی را خوب یاد گرفتید /زیرا در ابتدا روان صحبت نمی کردند/اما بعد مدتی ادبیات تغییر کرده است  . 
استاد : باید از خانم جونز تشکر کنم که فارسی را به من آموخت .
پس آنجا آموزش هست و خانم جونز هم فارسی را بلد بود . 
عقاب سفید : ما برای این که کسی را به کنگره خود بپذیریم باید مطالعه و کسب اجازه داشته باشیم اما در مورد شما و همسرتان ، چندان طول نکشید . 
یعنی وقتی که کسی می خواهد وارد سیستم ما شود ما در موردش خیلی کسب اطلاعات می کنیم ولی در مورد شما این اتفاق نیوفتاد . /که البته دلایل خاص خودش را دارد که بعدا متوجه می شوید /
عقاب سفید : امیدواریم که ما را در انتخاب خود نمایش بدهید تا برای ادامه یاری بیشتری بشود . 
میگویند : امیدوارم آن شایستگی خودتان را نشان بدهید که تصمیم ما درست بوده . 
عقاب سفید : در این چند ماه گذشته شما را سختی بود ، به امید پروردگار گره کرا گشایش یابد که ما هم به اندازه دستور یاری می نماییم . 
می فرمایند سختی زیاد بوده انشاءالله گشایش پیدا کند ما هم در حد دستور و اذن می توانیم شما را یاری برسانیم .

نگهبان : منظور از این که فرمودید به نمایش بگذا ید چه بود ؟ 
عقاب سفید : منظور این است که ما در انتخاب خود درست تصمیم گرفته ایم زیرا زمان شور کم بود ، از طرفی ما را امری بود ما در کار خود سختگیر هستیم .
منظور این است که آ یا در انتخاب شما درست تصمیم گرفته ایم یا نه؟ زیرا زمان شور و مشورت ما کم بود ، از طرفی امری هم به ما داده بودند . 
عقاب سفید :
شما را در اجرای برنامه ها سخت کوش می خواهیم البته راضی هستیم در تمرکز و تمرین ، فکر خوب است ، دیگر صحبتی نداریم ؛ سوألی دارید ، سوأل کنید . 
می گوید : ما شما را سخت کوش می خواهیم ، همه ی انسان ها در هر جبهه ای که کار می کنند، چه جبهه ی مثبت ، چه جبهه ی منفی  انسان ها را می خواهند که سخت کوش باشند ، دارای کوشش باشند ، دارای عمل باشند . این سیستم ها از آ دم های تنبل خوششان نمی آید . تصور نکنید هیچ سیستمی از آدم تنبل خوشش نمی آید حتی سیستم منفی . پس در هر سیستمی چه مثبت چه منفی انسان ها باید محکم باشند ، سخت کوش باشند . اصولا انسان های سخت کوش به اهدافشان می توانند دسترسی پیدا کنند . 
عقاب سفید : 
نگهبان ما شاهد دیدن قرن سیزدهم بودیم ، گذشته در کجاست ؟ همه چیز در کائنات ثبت می شود و وجود دارد ، هر لحظه ای وجود دارد و کاملا قابل دسترسی است . 
این صحنه مانند قرن سیزدهم بود و آنها در همه جا هستند . 
عقاب سفید :
شما جهت ماندن تصویر از فیلم استفاده می کنید ، در گذشته با تصویر نمای رو سنگ نقاشی می نمودند حالا به نظر شما گذشته و آینده در همه موارد وجود دارد .
می گوید : شما خودتان نگاه کنید ما تصاویر گذشته را ثبت می کردیم یا روی سنگ بود یا نقاشی بود و حالا هم فیلم برداری ، ویدیو هست . این سیستم یک سیستم خاصی برای خودش دارد . در هر سیستم از گذشته تصاویری هست . 
نگهبان :
آیا به نظر تو گذشته و آینده وجود دارد ؟ 
عقاب : به نظر من گذشته و آینده وجود دارد در جهان شما کسانی که مأموریت ویژه دارند با مجوز می توانند گذشته ، حال ، آینده را روئیت نمایند البته ممکن است در زمین هم چنین افرادی باشند. در هر حال من تصور می کنم برای دیدن گذشته و آینده ، داشتن فرمان و یا مجوز لازم است .
می گوید که من هم می دانم ک  گذشته و آینده در یک جاهایی هست و کسانی که می توانند به آنها دسترسی داشته باشند ولی قدر مسلم دسترسی به این اطلاعات حتما به یک مجوزی لازم دارد ، اجازه ای می خواهد . میتوانیم به آن بگوییم مجوز ، فرمان یا اذن . 
عقاب : آری ، پاسخ شما نسبتا مناسب بود . صحنه های گذشته و حال ، همه در آرشیو ثبت است .
 نمی دانیم آ رشیو کجاست ، یقینا ، آرشیو در تک تک ما انسان ها شاید وجو داشته باشد . به آرشیو می توانیم لوح هم بگوییم .
استاد می گوید : و می شو به آ نها دسترسی داشت . البته خودتان خوب می دانید که با فرمان می توان به این محیط دست یافت . 
می خواهی وارد آرشیو یا لوح شوی باید اجازه داشته باشید .
استاد : ولی مطلبی که برای شما کاربرد دارد و مهم است این است که اگر انسان در زمین به شادی فکر کند در جهان دیگر نیز شاد خواهد بود . صحنه رقص نمایانگر همین موضوع است .

می گوید : ولی هر چه باشد و هر گونه باشد آ رشیو چگونه است ، چگونه نیست ، کجا ثبت می شود ، کجا هست ، کجا نیست این یک مطلبی است که عملا و کار بردی به درد شما می خورد و نکته ای که از آن می توانید استفاده نمایید این نکته است ، این نکته نقده که اگر انسان در زمین به شادی فکر کند در جهان دیگر نیز می تواند شاد باشد . همان قضیه کون فیکون ؛ هر چه ما بگوییم ، همان می شود مگر این که فکر ونیت ما به منفی گرایش پیدا کند که آخرش منفی می شود ، اگر به مثبت گرایش پیدا کند ، مثبت می شود . آن صحنه رقص هم بیانگر این است که اگر به شادی فکر کنی در آن جهان نیز شاد خواهی بود . 
نگهبان : از توضیح شما متشکرم ولی در مورد آینده من عملااطلاعی ندارم . 
ما انسان ها می توانیم گذشته را در خودمان حلاجی کنیم که چگونه بود و چگونه هست چون اتفاق افتاده ولی آینده چطور ؟ آینده برای ما مبهم است که چه خواهد شد گرچه این هم جاهایی به اطلاعاتش دسترسی دارند . 
عقاب سفید : چرا ، صحنه هایی هست که آینده را نشان می دهد مثل صحنه ی آتشفشان  و زلزله که مربوط به آینده می باشد و یا صحنه هایی از قتل های گذشته ، شما در آن زمان مطالب را یادداشت نمی کردید . ما می خواستیم قدری از حالو گذشت و تلفیحی از این دو برای شما نشان بدهیم تا بدانید که همه این ها و انسان ها هستند و خواهند بود . 
نگهبان می گوید : در مورد آینده نمی توانم برنامه تو ذهن خودم مجسم کنم ، در مورد گذشته چرا ، اما در مورد آینده نمی توانم . 
عقاب سفید می گوید : ما تصاویری از آینده به شما نشان می دهیم مثل تصاویری از زلزله و آتشفشان . 
حالا این تصویر زلزله و آتشفشان برای کجا هست و برای چه زمانی بود ، ما نمی دانیم . 
در این لحظه سیلور از قضیه جدا می شود و دیالوگ هایی بین نگهبان و آنی برقرار می شود . 
آنی می گوید : به به ، گل بود به سبزه هم آراسته شد . من در فکر پاسخ سوألات قبلی بودم که مثل رگبار و مسلسل برای من سوال پیش می آید . آرشیو دیگر چیست ؟ مثل این که تمام وقایع گذشته ، حال ، آینده در آرشیو هستند . 
عقاب را هم که می خوانیم مدام  سوأل برایمان پیش می آید ؟ مجهولات زیادی برای ما وجود دارد . حالا شاید چند عقاب برویم جلو ، جواب سوألات را پیدا کنیم . 
این همه سوأل برای من ، برای خواننده پیش می آید ، شما آرشیو را هم اضافه کردید . آرشیو دیگر چیست ؟  
این مسائل خیلی طبیعی و عادی است . وقتی شما می خواهید خواندن و نوشتن را فرا بگیری ، اول الف را به شما می آموزند بعد آن ب و الی آخر و تازه بعد آن یک سری قوانین و قوائد مطرح می شود و یا همان دستور زبان . به قول استاد آرام آرام باید پیش برویم چون همه چیز را نمی توانیم یک مرتبه داخل چمدان قرار داد و جلوی شما گذاشت .
وقتی یک مرتبه وارد مسائلی می شویم مدام برای ما سوال پیش می آید که این چیست و آن چیست ؟ 
می گوید : این قضایا مثل آموختن الفبا یک قوانین و قوائدی دارد ، قانونی دارد . اول الف را یاد بگیر بعد ب را یاد بگیر . بعد تمام حروف الفبا را یاد بگیر و قوائدی که به این ها متصل می شود بیاموز، بعد آنوخت می توانی کلمات را بخوانی . اگر الان به شما بگویند میز ، می گویید : یعنی چه و چرا این گونه می نویسند اما اگر م ، ی ، ز را در حروف یاد گرفته باشید بعد می توانی همه کلمات را بخوانی ؛ قبل از آن که فرا نگیری ، دائم برایتان سوأل پیش می آید . یعنی باید به ترتیب این ها را یاد بگیرید تا بعد بتوانید مفاهیم را درک کنید ، یک مرتبه نمی توانید مطالب را درک کنید . همه چیز را نم شود مثل چمدان باز کرد و گفت : بفرما . به فرض چمدان را جلوی شما هم باز کنند شما از معنی و مفهوم داخل چمدان خبر ندارید و متوجه نمی شوید ولی روش آموزشی که ما انجام می دهیم مثل رفتار یک کودک است که به مرور زمان صحبت کردن را یاد می گیرد ، کودک نه زیاد به خودش زحمت می دهد نه پدر و مادرش را . ولی وقتی شروع می کند به حرف زدن مرتبا می گوید : این چیست و آن چیست ؟؟ در ابتدا اکثر لغات را به صورت کوتاه ، غلط تلفظ می کند . مثل فرزندم امین که به قهوه می گفت ، گهوه و..... حالا من وتو دقیقا مثل آن کودک هستیم . چون دانش و آگاهی ما از خلقت و نظام هستی بسیار تا بسیار ابتدایی می باشد ، درست همان طوری که امین به کرگدن می گفت : شاتاپو ما از او هم به مراتب در مورد فهم هستی خوفناکتر هستیم . چون وقتی او به کرگدن می گفت ، شاتاپو ، در ذهن خودش باز تصویر کرگدن را داشت ولی من وقتی مفاهیم را با یک سری الفاظ غلط بیان می کنم ، تصویر ذهنی من یک سری چرندیاتی هست که با حقیقت فرسنگ ها فاصله دارد . و اگر امین یک خطا از نظر بیان مرتکب می شد من دو خطا مرتکب می شوم . 
اولی در بیان مطلب و دومی در فهم است . 
می گوید روش آموزشی ما روش آموزشی کودک است . کودک در ابتدا صحبت کردن را بلد نیست ، کلمات را غلط تلفظ می کند اما بعد یاد می گیرد ، کسی نمی آید بچه را به زور بنشاند و به

او سواد یاد دهد . خودش صحبت کردن را یاد می گیرد .

وقتی ما بزرگ می شویم درست نمی توانیم انگلیسی یاد بگیریم چون متد غلط است . کنگره هم همین طور است فرد مصرف کننده می آید ، ذره ذره ، پله پله ، غلط می گوید ، اشتباه می کند ، یواش یواش بدون زور به نتیجه می رسد . 
بنابراین شایسته است صبر داشته باشید و بلافاصله سوال نکنید ، شاید سوال امروزت را فردا استاد جواب بدهد . البته استاد موقعی جواب  می دهد که سوال در ذهن تو جای خود را باز کرده باشد و تو تشنه آن سوال باشی تا همیشه در خاطرت بماند . 
بارها گفتم السوال نصف العلم ، یعنی شما باید نصف علم را بلد باشید تا سوال کنید اگر از آن علم هیچ چیز بلد نباشید سوال تو شاید بشود سوال بیهوده ، چرند . 
حالا می رسیم به آرشیو ، آرشیو یعنی بایگانی . اگر ما به آرشیو رادیو یا تلوزیون برویم تمام صحبت ها و تصاویری که ضبط شده در آن جا وجود دارد . ولی فرق بین آرشیو تلویزیون و آرشیو خلقت در این نکته ها می باشد . 
در آرشیو تلویزیون ممکن است همه برنامه ها را نگه داری نکنند و لی در آرشیو هستی تمام برنامه ها بی کم و کاست به صورت زنده حفظ می شود . پس یک فرقی هست بین آرشیو تلوزیون و آرشیو هستی. در واقع ممکن است خیلی چیزها را ضبط نکنند و یا از بین برود ولی در آرشیو هستی تمام جزئیات در آن ثبت است ، هیچ چیز در آرشیو هستی از بین نمی رود ، قابل پاک شدن نیست و از بین نمی رود . 
فرق دوم : به صورت زنده حفظ می شود . یعنی وقتی که ما یک صدا را ضبط می کنیم ، فقط آن صدا است ، تصویر دیگر نیست ولی در آرشیو هستی تمام صحنه ها  و جزئیات در آن جا وجود دارد . 
در آرشیو تلویزیون فقط برنامه های گذشته وجود دارد اما در آرشیو هستی ، برنامه های آینده هم وجود دارد . آن لوح محفوظ که می گوییم ، برنامه های آینده نیز در آن وجود دارد . ضبط و ثبت شده است . 
فرق سوم : آرشیو رادیو تلوزیون ممکن است نابود گردد ، مثلا در یک آتش سوزی از بین برود اما در آرشیو هستی نابودی وجود ندارد . البته بعضی ها به آرشیو هستی ، لوح محفوظ می گویند . 
ناگفته نماند بعضی وقت ها در خواب ما صحنه های رارویت می کنیم که مربوط به آرشیو گذشته ما می باشد ، البته بعضی وقت ها . 
عقاب سفید : امشب باز می خواهیم صحنه هایی از گذشته را به نمایش بگذاریم و به آن صحنه ها وارد شویم آیا آمادگی لازم را دارید ؟ 
عقاب سفید : چشمه های زیبا در کنار خانه چوبی ، دو صندلی که از چوب درست شده و به شما می نگرد آن چشم ها باید آشنا باشد . 
وارد صحنه ای می شویم چشم های زیبایی در کنار یک رودخانه و دو صندلی چوبی قرار دارد و آن چشم ها شما را نگاه میکند . این ها هم صحنه های از گذشته است . 
و آن محل و مکان بسیار زیباست در میان انبوه درختانی که زیباتر شده است . امیدواریم آن چشم ها شما را یاد آوری کند . 
چشم های درشت خانمی با آنی هم آشنایی دارند . شما را بیشتر می شناسند .
یک چنین صحنه ای باز از آرشیو گذشته می بینیم .
نگهبان می گوید این صحنه ها مربوط به چه زمانی می باشد . 
عقاب سفید می گوید : قبلا از من خواسته بودید شما را به سالهای گذشته ببرم، گذشته های دور . این صحنه محلی است که شما در آن زندگی می کردید، نهر آبی ، رودخانه که در آن آب فراوان جریان دارد  . این صحنه حدودا 14قرن پیش را به ما نشان می دهد اما در آن وسایل های زیبا و مرتب می باشد . در آینده بیشتر با این صحنه آشنا می شوید ، چون مربوط به شماست ، فعلابیشتر از این سخن نمی توانم بگویم . 
نگهبان : آیا کنگره ما را پذیرفته است ؟ 
عقاب : پذیرش اولیه انجام شد و قسمت دوم بستگی به فعالیت و دستور متوالی آنها دارد که انجام بگیرد . پیام شما رسید و همه ی دوستان خوب هستیم  قرار ما بر آن بود که سفری داشته باشیم حالا می توانید سوال کنید . 
نگهبان : مدتی است که شبها با اراده به مکان هایی می روم . دیشب به یک باغ رفتم در محلی در زمین . به جستجو چیزی بودم ، با دست های خود زمین را حفر کردم در آنجا کتیبه ها و یا لوح هایی به اندازه قوطی کبریت به رنگ های مختلف بود و روی آنها با خطی شبیه خط میخی مطالبی نوشته شده بود و من مقداری از این لوح ها را خراب کردم و از این حرکت سر در نمی آورم . ممکن است توضیح دهید ؟
باقی مطالب در جلسه بعد . متشکرم




نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره ۶۰، راههای درمان اعتیاد، برداشت از سی دی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 19 خرداد 1398 10:13 ب.ظ

I am extremely impressed with your writing skills as well as with the layout on your blog. Is this a paid theme or did you customize it yourself? Either way keep up the excellent quality writing, it is rare to see a great blog like this one today.
پنجشنبه 10 اسفند 1396 06:25 ب.ظ
انگار ذهن من را میخوانی! به نظر می رسد که می دانید
بسیار در مورد این، مانند شما کتاب در آن یا چیزی نوشت.

من فکر می کنم شما می توانید با برخی از عکس ها را انجام دهید تا پیام را به خانه بسپارید، اما به غیر از این، این وبلاگ عالی است.
خوب خواندن مطمئنا برگشتم
شنبه 5 اسفند 1396 08:47 ق.ظ
سلام! این پست وبلاگ نمیتواند بهتر نوشته شود!
از طریق این پست من به همسایه قبلی من یادآوری می کنم!
او به طور مداوم در مورد این مسائل را ادامه داد. من این پست را به او می فرستم
مطمئنا او خواندن عالی خواهد داشت. خیلی ممنون
به اشتراک گذاری!
سه شنبه 28 شهریور 1396 12:14 ق.ظ
Terrific work! That is the type of info that are supposed to be shared around the net.
Disgrace on Google for now not positioning this submit upper!
Come on over and discuss with my site . Thank you =)
دوشنبه 16 مرداد 1396 07:18 ب.ظ
Genuinely no matter if someone doesn't know after that its up to other viewers
that they will assist, so here it takes place.
دوشنبه 16 مرداد 1396 09:47 ق.ظ
Heya i am for the first time here. I found this board and I to find It
really useful & it helped me out a lot. I'm hoping to provide
something back and help others such as you aided me.
شنبه 14 مرداد 1396 07:02 ق.ظ
Everything is very open with a really clear clarification of the challenges.

It was really informative. Your site is extremely helpful.
Thanks for sharing!
یکشنبه 25 تیر 1396 10:19 ق.ظ
خداقوت به خواهر همیشه خدمتگزارم خانم فاطمه ، عالی بود ممنون
جمعه 23 تیر 1396 02:35 ق.ظ
خدا قوت خانم فاطمه عزیز
چهارشنبه 21 تیر 1396 11:46 ق.ظ
سلام بهترین خوبین؟!؟
وب زیبایی دارید،ایشالا که همیشه موفق باشید.
میشه ازتون خواهش کنم از وب منم دیدن کنید و با هم تبادل لینک داشته باشیم
ممنونم و منتظرتونم
چهارشنبه 21 تیر 1396 11:37 ق.ظ
سلام عزیز خوبی؟ مطالب وبلاگتو دیدم بسیار زیبا بود معلومه که وقت گذاشتی .من یه پیشنهاد داشتم که واسه وبلاگ جفتمون خوبه اونم اینکه به وب سایت منم سر بزنی و باهم تبادل لینک داشته باشیم از این به بعد مثل دو تا دوست خوب واسه هم میشیم بعد از اینکه لینک کردی خبرم کن تا با افتخار لینکت کنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر