تبلیغات
وبلاگ رهجویان عشق - عملکرد لژیون روز پنجشنبه ۱۳۹۶/۵/۵
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : پریناز رموزی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
وبلاگ رهجویان عشق
با حرکت راه نمایان می شود
دوشنبه 9 مرداد 1396 :: نویسنده : فاطمه شمسیان       
حیوانات و موجودات بی جان همیشه با ویژگی و خصوصیاتشان تغییر نمی کند. و خصوصیات و ویژگی ها برای انسان قابل تغییر می باشد چون انسان جاری هست و مدام در حال تغییر و حرکت می باشد و مراحل تغییر وتبدیل و ترخیص برای انسان هست.


یا قادر
صفت های گذشته در انسان ماندگار نیست. ما همیشه فکر می کنیم یک فرد مصرف کننده همیشه مصرف کننده باقی می ماند و یا کسی که اخلاق یا خصوصیات رفتاری بد دارد تا آخر عمر با آن اخلاق و خصوصیات بد باقی می ماند .یک گروه قاچاقی و یا گروه خلاف کار تا آخر عمر مجرم باقی می ماند و یا بالعکس، کسی که آدم خوبی هست هیچ تضمینی وجود ندارد که تا آخر عمر آدم خوبی باقی بماند.در این وادی به خوبی به ما نشان می دهد که صفت گذشته در انسان صادق نیست، بلکه جاری است. در حیوانات و در بقیه موجودات اینگونه نیست؛ مثلا صفت  سیاهی برای زغال همیشه وجود دارد و یا برای شیر ویژگی آن درنده بودن او می باشد وما اصلا شیر اهلی ندیده ایم اگر یک شیر را پرورش بدهند باز هم ویژگی درنده بودن برای او وجود دارد. حیوانات و موجودات بی جان همیشه با ویژگی و خصوصیاتشان تغییر نمی کند. و خصوصیات و ویژگی ها برای انسان قابل تغییر می باشد چون انسان جاری هست و مدام در حال تغییر و حرکت می باشد و مراحل تغییر وتبدیل و ترخیص برای انسان هست .

تغییر رفتار برای انسان صادق است چون انسان جاری است و مدام در حال تغییر در حرکت می باشد. و تغییر تبدیل و ترخیص برای انسان است و انسان هست که می تواند کسی که از یک انسان خوب و از یک رتبه از بهشت و درکنگره یاد گرفتیم که بهشت و جهنم در این دنیایی که زندگی می کنیم وجود دارد هر کسی هر کاری که انجام بدهد تاوان ویا پاداش آن را دریافت می کند وقتی یک کار خوب انجام بدهد وجدان او راحت است و با آرامش زندگی می کند وقتی یک کار ضد ارزشی انجام می دهیم شب نمی خوابیم استرس داریم افسردگی می گیریم این خودش یک جهنم است تصورات ما از جهنم اشتباه است. وقتی یک کار ضد ارزشی انجام می دهیم عذاب وجدان می گیریم آرامش نداریم وقتی یک کار نیک از جمله به یک بچه یتیم کمک می کنیم و یا به یک نیازمند کمک می کنیم احساس آرامش به ما دست می دهد  و حال ما خوش است و شاد هستیم و آرامش داریم و انرژی ما زیاد است این یعنی اینکه ما در بهشت قرار داریم. بهشت و جهنم جاری است کسانی که از دنیا می روند قبل از مرگ اگر خیلی سختی کشیده باشد با مرگشان حسابشان پاک است. در وادی دهم خصوصیت و ویژگی که مختص تو هست در تو ثابت و ماندگارنیست. تک تک وادی ها قوانین زندگی را به ما آموزش می دهند. وقتی می گویند: صفت گذشته در انسان صادق نیست واقعا وجود دارد به شرایط اینکه من انسان بخواهم تغییر کنم و در جهت حال خوب خودم قدم بردارم این اتفاق نمی افتد که من یک جای بنشینم و بگویم این قانون هستی هست و صفت گذشته در انسان صادق نیست و چرا من تغییر نمی کنم؟ چرا صفت و ویژگی اعتیاد را نمی توانم کنار بگذارم؟ اولین قدم این است که فرد خودش بخواهد و تلاش کند و قدم بردارد تا تغییر کند. آقای مهندس می گویند: یه زمانی که صفت و خصوصیت در تو تغییر کرد، اعتیاد را می توانی کنار بگذاری، در غیر این صورت درمانی صورت نمی گیرد. باید بدانیم که انسان جاری است و ممکن است صفت خوب هم تبدیل به صفت بد شود 
ما سفر دومی ها به یاد داریم: سفر اول با دنیایی از تاریکی ها و ضد ارزش ها وارد کنگره می شویم و حاضریم کل زندگیمان را بدهیم تا مسافرمان حالش خوب شود یادمان نرود، گذشته را فراموش نکنیم. متاسفانه مهمترین چیز این است که انسان موجود فراموش کاری است. باید گاهی به گذشته برگشت و مروری به گذشته کرد . 
این وادی به سان شمشیر برنده هست هم هشدار هست و هم امید.  این وادی را اینگونه برداشت کنیم:  مسافر من که ویژگی و صفت مصرف کننده بودن را می تواند کنار بگذارد هر لحظه این امکان دارد که دوبار برگشت بخورد. هستند  مسافرانی که رها می شوند، لحظه ای دچار منیت، غرور می گردند موجبات سقوط خود را فراهم می کنند. لحظه به لحظه زندگی با حواسمان باشد که اگر به آرامش رسیدیم فراموش نکنم از کجا به کجا رسیده ایم و تلاش کنیم. فتح قله مهم است ولی وقتی اثری از خودت جا بگذاری سخت است و ماندگار شود. رسیدن به رهایی آسان است. کسی که 11ماه تلاش کند رها می شود ولی اینکه بتواند جایگاه و ویژگی خوب را حفظ کند، مهم است اگر صفت خوب مثل قضاوت نکردن را به دست آوریم باید این صفت را نگه داریم چون ممکن است لغزش کنیم زیرا در هر لحظه از زندگی، در لبه پرتگاه داریم حرکت می کنیم و ممکن است سقوط کنیم و دچار منیت و خود خواهی شویم و مسیر و راه را گم کنیم .صفت و ویژگی به راحتی قابل تغییر نیست برای اینکه تغییر کند باید حس ما تغییر کند. تا زمانی که حس ما تغییر نکند ویژگی هم در ما تغییر نمی کند .حس است که مثل گیرنده و فرستنده عمل می کند و انوار مخرب را می گیرد و باعث می شود صفت و ویژگی بد را بگیریم و انوار خوب را می گیرد صفت و ویژگی خوب را می گیریم . 
جهان بر اساس نور صوت حس آفریده شده است اگر واقعا ببینیم توسط این 3مولفه ما می توانیم با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم اگر نور باشد و اینجا تاریک مطلق باشد چشم چشم را نبیند ما نمی توانیم ارتباط با یکدیگر برقرار کنیم ، دیگری صوت است و ما از طریق کلام می توانیم ارتباط برقرار کنیم اگر این جا تاریک باشد و کسی هم صحبتی نکند قطعا ارتباطی بین ما برقرار نمی شود . سومین مولفه حس است که می توانیم با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم و اگر حسی بین ما نباشد ما نمی توانیم با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم پس جهان بر اساس این 3مولفه برقرار شده است .صوت ونورهادر همه جا وجود دارد و بستگی به موج فرستنده و گیرنده ما دارد من اگر موج فرستنده و گیرنده ام مثبت باشد موج های مثبت را دریافت می کنیم . وقتی در کنگره قرار می گیریم درست است که موج های کنگره مثبت است اما نور ها و صوت های منفی هم وجود دارد و بستگی به فرستنده و گیرنده ما دارد . 
مثلا ما مسافرت می رویم مسافر ما با اینکه کسی را نمی شناسد و از فروشنده های مواد هم اطلاعی ندارد اما می رود و موادش را تهیه می کند جایی که کسی را نمی شناسد .علتش موج گیرنده و فرستنده می باشد .و دقیقا کسانی که هم حس خودشان هستند در مسیرشان قرار می گیرد .و

با یک چشم تو چشم شدن می تواند بفهمد که چیکاره هست .

در محیط کنگره اصوات و انرژی های مخرب زیاد هستند و خیلی از مسافران به جای اینکه پیام کنگره را بگیرند مصرفشان که تریاک بوده شیشه هم به مصرفشان اضافه می شود چون موج گیرنده و فرستنده شان ایراد و اشکال داشته فرکانس هایی را گرفته که از جنس خودش است. صفت و ویژگی خوب یا بد بودن را اگر بخواهیم تغییر بدهیم باید حسمان را تغییر بدهیم چون حس، اولین شروع به کار گیری قوه عقل می باشد و نقل و انتقالات اطلاعات هم توسط حس صورت می گیرد. اگر صفت بد بینانه نسبت به دیگران داشتیم اگر حسمان را تغییر بدهیم این ویژگی هم تغییر می کند. در وادی، در رابطه با یک چرخه ای صحبت کرده که چرخه تفسیر صفت می باشد، تغییر صفت خود به خود در من ایجاد نمی شود.  یک مسافر که می آید کنگره برای این که صفت اعتیادش را تغییر بدهد و درمان شود اولین چرخه، اولین وادی است! یعنی تفکر سالم داشته باشد، باید فکر را سالم کرد،  چرا که با تفکرت ساختار ها آغاز می گردد . اولین قدم برای تغییر صفت تفکر سالم است. مثلا دروغ گفتن! از امروزه تصمیم گرفتیم که این صفت زشت را تغییر بدهیم؛  باید اول تفکر سالم داشته باشیم به این فکر می کنیم که چرا این صفت را می خواهم تغییر بدهم؟ پله بعدی ایمان سالم باید داشته باشیم کسی که تفکرش سالم باشد ایمانش هم سالم می شود. وقتی مسافر درست فکر می کند ایمان می آورد که در کنگره درمان می شود و طبق تعریف ایمان: یعنی تجلی نور خداوند در انسان. بعضی ویژگی هایی که خداوند دارد در انسان متجلی می شود و تعریف دیگر: اعتقاد راسخ داشتن به یک شخص و یا چیز دیگر است؛ اعتقاد راسخ داشته باشیم که درمان در کنگره اتفاق می افتد، وقتی که ایمان سالم داشته باشیم تسلیم مطلق می شویم. نباید در ظاهر تسلیم شویم،  بلکه باید واقعا تسلیم شویم. وقتی در کنگره می گویند: 11ماه صبر کن. نباید چرا؟ پرسید. وقتی چرا بپرسیم یعنی تسلیم نشده ایم

برای مثال اگر می گویند فرزندت را قربانی کن باید تسلیم محض شویم حتی کوچکترین چرا هم نباید بیاوریم .بعد از عمل سالم حس سالم بدست می آی اولین قدم برای تغییر صفت می باشد .تعریف حس ادلین شروع به کارگیری قوه عقل می باشد زمانی ه حس ما سالم باشد همه چیز را خوب دریافت می کنیم .زمانی که حالمان خوب نباشد می گوییم حش را نداریم .یعنی در واقع اگر حس نباشد انرژی هیچ کاری را نداریم حتی عقل هم درست کار نمی کند .وقتی حس سالم باشد قطعا عقل هم سالم می شود وفرمان درست صادر می کند .زمانی که عقل سالم باشد به عشق سالم هم می رسیم .برای مثال من مسافرم را به شرطی دوست دارم که خوب کار کند ،خوب پول دربیاورد،خوب مسافرت ببرد من را و....این عشق سالم نیست .عشق سالم یعنی همه موجودات را دوست داشته باشیم مثلایک تکه سنگ را دوست داشته باشیم ویا صندلی شکسته را دوست داشته باشیم .همه چیز در هستی را دوست داشته باشیم .حتی انسان های بد و خلاف کار ومجرم را دوست داشته باشیم .همچنین یک فرد بی ادب را هم دوست داشته باشیم چرا که او با بی ادبی به من یاد می دهد که این کار بد وضد ارزشی بد است او هم آموزگار است چرا که به من یاد میدهد که کار بد ،بد است.رسیدن به عشق سالم سخت است ولی امکان پذیر است .شاید ما بتوانیم موجودات بی جان را دوست داشته باشیم ولی بعضی از انسان ها واشخاص دوست داشتنشان برای ما سخت است .ما باید بتوانیم وتمرین کنیم که دیگران را دوست داشته باشیم اگر نتوانیم چرخه ی ما کامل نخواهد بود .باید بتوانیم همه انسان هارا با تمام ویژگی های بدشان دوست داشته باشیم .این چرخه از تفکر سالم،ایمان سالم،عمل سالم،حس سالم ودر آخر عشق سالم برای تغییر صفت می باشد.
تایپ : همسفر زینب





نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره ۶۰، راههای درمان اعتیاد، عملکرد لژیون،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 مرداد 1396 12:38 ب.ظ
Thanks , I have recently been searching for info approximately this topic for a while and yours is
the greatest I've discovered till now. But, what
about the bottom line? Are you sure in regards to the
supply?
شنبه 14 مرداد 1396 12:44 ب.ظ
Hello, of course this paragraph is in fact nice and I have learned lot of things from it regarding blogging.
thanks.
سه شنبه 10 مرداد 1396 08:18 ق.ظ
خداقوت خواهر عزیزم
سه شنبه 10 مرداد 1396 02:57 ق.ظ
خدا قوت خواهر عزیزم .خدا قوت خانم فاطمه جان
سه شنبه 10 مرداد 1396 12:32 ق.ظ
Touche. Great arguments. Keep up the great effort.
سه شنبه 10 مرداد 1396 12:02 ق.ظ
با نام ، یاد و شکر خدا
جلسه عالی و پرمحتوا بود.
خانم شمسیان عزیز خداقوت و سپاس
خانم زینب شکر و سپاس از خدمت شما خداقوت

راهنمای گرامی خانم پریناز عزیز هفته ی سایت را خدمت شما و اعضای وب لژیون موفق و پررنگتان تبریک و خداقوت می‌گویم.

سپاس که نشان راه گشتید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر