تبلیغات
وبلاگ رهجویان عشق - عملکرد لژیون روز دوشنبه مورخ ۹۶/۵/۹
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : پریناز رموزی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
وبلاگ رهجویان عشق
با حرکت راه نمایان می شود
پنجشنبه 12 مرداد 1396 :: نویسنده : فاطمه شمسیان       
شیطان خیلی زیبا وارد افکارما می شود آنقدر زیبا وارد می شود که شاید با همان دفعه اول مرا فریب می دهد و این را در نظر بگیرید شیطان اگر دفعه اول نتیجه نگرفت حرکتش را تکرار می کند. درست است که می گوییم اجبار نمی کند ولی از ما دعوت می کند، اصرار می کند به آن خواسته ای که دارد.


به نام قدرت مطلق
گزارش لژیون خانم پریناز در روز دوشنبه مورخه 96/5/9 با دستور جلسه وادی یازدهم 
کمک راهنمای محترم خانم پریناز در باب این دستور جلسه فرمودند :
پیام اول وادی خیلی زیباست آنجا که گفته شده روشنایی آبستن تاریکی بود؛ وقتی یک خانم آبستن می شود آن جنین یک سلول و نقطه خیلی کوچک است که با چشم دیده نمی شود در حقیقت اینجا هم همین است، می گوید: زمانی که انسان خلق شد همه چیز خوب و عالی بود، همه آدمها خوب بودند، همه اعمال خوب بود، و زمانی که از دل روشنایی یک نقطه سیاه زاییده شد و شروع به رشد کرد سیاهی به وجود آمد. وجود انسان هم به همین صورت است، و در چرخه نویاین می گوید: هیچ روشنایی مطلق نیست و هیچ تاریکی هم مطلق نیست؛ می توانیم این را برداشت کنیم، نه انسان خوبه،خوب وجود دارد و نه انسان بد، بد! همه چی نسبی است، مطلق وجود ندارد.
  یک انسان را در نظر بگیرید که خیلی خوب است در وجود این انسان یک نقطه تاریک وجود دارد، ولی چون درصد روشناییش بالاتر است و ارزشهای درونیش، درصدش بالاست و بدی در آن دیده دیده نمی شود. اینجا می گوید: آنگاه که روشنایی آبستن تاریکی بود. چه زمانی این اتفاق افتاد؟  زمانی که اهریمن و شیطان از فرمان سر پیچی کرد. یعنی تا زمانی که شیطان قسم نخورده بود تا انسان را از راه راست غافل کند همه چی خوب و عالی بود اما به محض اینکه شیطان یاران خودش را جمع کرد تصمیم گرفت به هر طریقی که شده انسان را فریب دهد، تاریکی شروع به رشد کرد. در اینجا نمونه اش را با مثال خمر توضیح داده است، که خمر چه جوری واردبازی شد؟ چه جوری مردم به استفاده از خمر رو آوردند؟ زمانی که این تاریکی متولد شد،  یک نقطه ی کوچک شروع به رشد کرد مثل آن جنین؛ جنین روز به روز بزرگتر می شود، آن تاریکی هم در دل روشنایی شروع به رشد کرد مثل این می ماند که

دروادی دهم گفتیم: صفت گذشته در انسان صادق نیست چون انسان جاری است؛ الان هم همین رو می گوید؛ می گوید: انسانی که خوب،خوب است، این صفت خوب بودن همیشگی نیست، ممکن است یک لحظه یک اتفاق بیافتد که آن نقطه تاریک گرد و غبارش برود کنار و آن نقطه بیاید رو و شروع به رشد کند و آن خوبیها جایش را بدی بگیرد، این اتفاق می افتد که می گوییم صفت گذشته در انسان صادق نیست. حتی عکسش هم شاید اتفاق بیافتد! انسانی که خیلی وجودش را تاریکی گرفته " گفتیم که چون هیچ انسانی وجود ندارد که بد مطلق باشد و بدی مطلق نیست " در او یک نقطه روشن وجود دارد، مثل انسانهایی که خیلی خلافکار هستند، قاتل هستند، یا خود مسافرهای ما، در زمانی که مواد مصرف می کردند اکثرا وجودشان را ضد ارزشها گرفته بود. دروغ می گفتند، قضاوت می کردند، تهمت می زدند، فحش می دادند، اینها همه مجموعه ای از ضد ارزشها را درون خودشان قرار داده بودند، ولی یک خصوصیت خوب هم درونشان وجود داشت ممکن بود خیلی آدمهای مهربان و دلسوزی هم بودند؛ بنابراین نقطه تاریک و سیاه شروع به رشد می کند و بزرگ می شود و جای روشنای یها را می گیرد و خلاف این نیز هست که روشنای یها بزرگ می شوند و تاریکی ها کوچک می شوند. پس خوبی و بدی به این شکل هست که در افراد جریان دارد.
و در ادامه ایشان فرمودند: نیروهای اهریمنی یا شیطان، زمانی که می خواهد آن خواسته خودش را به من القاء کند به صورت آرام و خزنده این کار را انجام می دهد، و زمانی که من انسان می خواهم در مسیر ضد ارزش قرار بگیرم هیچ وقت کسی ما را اجبار نمی کند ولی ما را دعوت می کند که همین القاء و الهام است.
مثال: کسی ما را مجبور نمی کند که دروغ بگوییم یا تهمت بزنیم

و شیطان همیشه به صورت زیباترین شکل ممکن وارد اندیشه و افکار ما می شود. ما همیشه تصورمان از شیطان یک موجود کریح و زشت است ولی این طور نیست؛ شیطان خیلی زیبا وارد افکارما می شود آنقدر زیبا وارد می شود که شاید با همان دفعه اول مرا فریب می دهد و این را در نظر بگیرید شیطان اگر دفعه اول نتیجه نگرفت حرکتش را تکرار می کند. درست است که می گوییم اجبار نمی کند ولی از ما دعوت می کند، اصرار می کند به آن خواسته ای که دارد.
بعنوان مثال: مصرف کننده، دفعه اول مواد را می خواهد مصرف کند، برای بار اول شیطان شاید در موردش شکست بخورد و او این کار را نکند و مصرف نکند ولی شیطان اصرار می کند و دفعه بعد به شکل زیباتر وارد می شود تا خواسته خودش را مطرح کند. این نجواهایی که زمانهایی در گوشمان می شنویم این کار را بکن، برو مواد مصرف کن حالت خوب می شود انرژی می گیری! به اینها الهام می گویند، یا القاءاز جنس منفی و شیطانی هست. القاءهم مثبت داریم و هم منفی. کسی که می آید در کنگره به وسوسه هایش پاسخ مثبت نمی دهد دانایی او افزایش پیدا کرده، وقتی که القاء منفی می آید سراغش که برو مواد مصرف کن، القاء مثبت هم میآید که مصرف نکن! پس انسان در هر حالی جن و روح درونش در نبرد است. ولی هر چقدر من داناییم رشد پیدا کرده باشد در مقابل این الهامات مقاومت می کنم .
خانم پریناز در ادامه فرمودند: اگر بر مادیات سوار باشی نیمی از قدرت اهریمن را شکست دادی و اگر مادیات بر تو سوار باشد تماما تو را شکست می دهد. انسان در جهان مادی آفریده شده، همه چیز از جنس ماده است. پول ،خانه ،ماشین و غیره ....و آقای مهندس همیشه تاکید می کند که در سفر دوم باید بروید به سمت مادیات یعنی اصلا تشویق نمی کنند به تن پروری که بنشینید در خانه. می گویند: سفر اول درست است که سفر مقدم

است، ولی در سفر دوم باید بروید دنبال مادیات؛ باید پایه های مالی را محکم کنید. ولی اینجا هم می گوید یک وقتهایی هست که یک نفر فقیر است و هیچ پولی ندارد مادیات براو سوار است و در مقابل هم یک نفر از نظر مادی مرفه هست کلی امکانات دارد ولی این شخص هم بر مادیات سوار است این نشان دهنده حرص و طمع ما به مادیات است. یک جایی ما هیچی نداریم نه خانه داریم، نه ماشین، نه طمع داریم؛ اینجا اهریمن با کوچکترین حقه می تواند ما را شکست دهد. ولی یک جایی هم هست که یک نفر کلی پول و مادیات دارد ولی برای او هم فرق نمی کند که بخواهد مالش را زیاد کند. پس خیلی باید حواسمون باشد در هر مقطعی که هستیم؛ اگر  پول و مادیات داریم حواسمون باشد که مادیات بر ما سوار نشود، به ما زور نگوید، طمع نداشته باشیم.
در وادی از سه مرحله خمر سخن به میان آمده است که گول زدن شیطان را به ما نشان می دهد. در زندگی روزمره ما ممکن است هر چیزی به این صورت برای ما اتفاق بیافتد. ما همیشه می گوییم که تمام اتفاقاتی که برای بشر می افتد بخاطر حرص و طمع است. مثلا اگر تعداد ساقیهای مواد مخدر زیاد می شود به خاطر تقاضایی هست که در آن جامعه وجود دارد، هر جا که تقاضا وجود داشته باشد قطعا عرضه هم زیاد خواهد شد. بعد از تریاک، هرویین آمد بعد از آن مواد دیگر آمد اینها همه به خاطر نفس گرسنه انسان بود که این مواد گسترش پیدا کرد و این مراحل خمر شکل گرفت. چیزهای دیگر در زندگی روزمره هم همین طور است. من هر چی تقاضا داشته باشم یک عده ای هستند که در واقع نیروهای شیطانی کمین نشستند که از همان طریق من را گول بزنند .
من اگر ده وادی را یاد گرفته باشم و در زندگیم عملی، انجام داده باشم، الان می رسم به وادی یازدهم، تبدیل می شوم به چشمه جوشان! این تمثیل است و منظورش از چشمه جوشان و رود خروشان تمثیل یک انسان هست

برای رسیدن به مقصد، به هدف. ما قبلا هم گفتیم که خوبی جهان بینی کنگره این است که تماما از طبیعت الهام گرفته شده! در کنگره هدف چیست؟ رهایی! 
من انسان که وارد مسیری شدم، اگر رود خروشان نباشم تا یک مسیری میروم و چون دیگر ذخایر آبیش کامل نیست تبدیل به باتلاق و لجن زار می شود و در واقع به آن آرامش نمی رسد، مثل انسانی که هدفش را در زندگی گم کرده و مدام جا می زند. این انسان در باتلاق گیر کرده است، هدفش را گم کرده است، باید در مسیر، منابع اطلاعاتی صحیح را بالا ببرد و دوم باید اختلاف پتانسیل ایجاد کند و انرژی بگیرد. برای چه در کنگره می گوییم در حال خدمت باشیم؟ برای اینکه منی که تو جایگاه سفر دومی هستم اگر در آن جایگاه ساکن باشم، رکود پیدا کنم این اختلاف پتانسیل در من به وجود نمی آید و هیچ انرژی کسب نمی کنم .
این دو مورد به من کمک می کند که چشمه جوشان و رود خروشان بشوم و راه همیشه هموار نیست مشکلات زیاد است و مشکلات به چی تشبیه شدند؟ به تخته سنگها.

 رودخانه ها را دیدید که در حال حرکت هستند، سنگهایی در رودخانه وجود دارد که واقعا اگر چشمه جوشش زیاد داشته باشد از این تخته سنگها عبور می کند، پس صدای آب رودخانه ها زمانی زیبا هست که به این تخته سنگها برخورد می کند و جاری است. زندگی هم به همین شکل است من انسان اگر مشکلات در مسیر زندگیم نباشد دیگر زندگیم هیچ لذتی ندارد.
 شاید الان در لحظه فکر کنید که نه کی گفته؟ من اگر مشکل نداشته باشم، زندگی خوب و راحت و عالی است در صورتی که همین عالی بودن بعد از یک مدت عادی می شود. پس همین وجود تخته سنگها هست که باعث ارتقاء و رشد من  در مسیرزندگی می شود و اگر من یک راهی را شروع کردم مثل راه کنگره که به من می گویند: 11 ماه زمان می برد و ممکن است در این مدت هزار اتفاق بیافتد و این را باید

در نظر بگیرم زمانی به آرامش واقعی می رسم که تمام تخته سنگها را پشت سر بگذارم و از آنها عبور کنم از این مشکلات بگذرم آن وقت است که به هدف زندگیم میرسم. چشمه و رودی به مقصد میرسد که جاری باشددر حال حرکت باشد.
در آخر جلسه با دعای کنگره به پایان رسید. 
سپاس از کمک راهنمای عزیزم خانم پریناز

نگارنده : معصومه همسفر مسعود




نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره ۶۰، راههای درمان اعتیاد، عملکرد لژیون،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 مرداد 1396 06:01 ب.ظ
Greetings! I've been reading your web site for a while now and finally got
the courage to go ahead and give you a shout out from Dallas Texas!
Just wanted to say keep up the good work!
جمعه 20 مرداد 1396 06:03 ب.ظ
سلام و درود بر خانم پریناز عزیز راهنمای گرامی ،
بسیار عالی وادی دهم و یازدهم را توضیح دادید ، استفاده کردم و از مثالهای شما آموزش گرفتم.
چه زیبا فرمودید از صدای زیبای یک رودخانه ، رودخانه هایی همراه با تخته سنگها و قلوه سنگها و عبور از آن،
سنگهای بزرگ و کوچک ، با همین مشکلات جاری و ساری می‌شویم ، و حتی با گذاشتن پاهایمان بر رویِ همین تخته سنگها از عرض رودخانه عبور می‌کنیم و به ساحلی دیگر می‌رسیم ،و مشکلات نیز ما را به ساحل نجات می‌رسانند ، آبدیده و کارآزموده ،
خدایا شکر برای فراز و نشیب زندگی هایمان.

خداقوت و سپاس خانم پریناز عزیز

خانم معصومه عزیر و خانم شمسیان عزیز،
خداقوت و سپاس
اجرتان آرامش الهی
سه شنبه 17 مرداد 1396 02:41 ق.ظ
This info is worth everyone's attention. Where can I find out more?
دوشنبه 16 مرداد 1396 09:11 ق.ظ
Its not my first time to go to see this web
site, i am visiting this site dailly and obtain good information from here all the time.
جمعه 13 مرداد 1396 01:54 ق.ظ
ممنون از راهنمای عزیزم که مطالبشونم در ختیار ما میزارن
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر