تبلیغات
وبلاگ رهجویان عشق - عملکرد لژیون روز دوشنبه مورخ ۹۶/۶/۲۰
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : پریناز رموزی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
وبلاگ رهجویان عشق
با حرکت راه نمایان می شود
چهارشنبه 22 شهریور 1396 :: نویسنده : فاطمه شمسیان       
سرمای صفر درجه را در زمستان تجربه کرده اید وقتی می بینید که آب جوب ها یخ می زند یعنی دمای صفر درجه و یا پایین تر از صفر است دیدید که چقدر هوا سرد است و چقدر سرما اذییتتان می کند، گاهی وقتها سرما آنقدر زیاد است که استخوانهایتان را می سوزاند، 


به نام قدرت مطلق
گزارش لژیون خانم پریناز، در روز دوشنبه با دستور جلسه کتاب عبور از منطقه 60 درجه از صفحه اول تا صفحه 40

راهنمای بزرگوارمان این گونه فرمودند: چرا اسم کتاب، عبور از منطقه 60درجه زیر صفر انتخاب شده؟ تصویر روی جلد کتاب می خواهد چه چیزی را به ما نشان دهد؟ 
اکثرا" سرمای صفر درجه را در زمستان تجربه کرده اید وقتی می بینید که آب جوب ها یخ می زند یعنی دمای صفر درجه و یا پایین تر از صفر است دیدید که چقدر هوا سرد است و چقدر سرما اذییتتان می کند، گاهی وقتها سرما آنقدر زیاد است که استخوانهایتان را می سوزاند، حالا این کتاب 60 درجه زیر صفر را عنوان کرد، در واقع تمثیلی از اعتیاد را به ما می خواهد بگوید. میخواهد بگوید که یک مصرف کننده مواد مخدر به قدری تخریب اعتیاد روی او سنگین است ،مثل این می ماند که در سرمای 60 درجه زیر صفر قرار دارد. فکر کنید صفر درجه کجا و 60 درجه کجا؟ به همین خاطر می گویم به مسافرانتان کاری نداشته باشید و بگذارید سفرشان را انجام دهند. در 60 درجه زیر صفر که همه چیز یخ می زند هیچ حسی نیست، هیچ توان حرکتی نیست، انرژی ندارد که نظافت شخصیش را انجام دهد چه برسد بخواهد محبت کند به خانواده اش، چه برسد که بخواهد دست نوازش سر بچه اش بکشد، چه برسد به اینکه فکر رفاه خانواده باشد و برود کار کند و پول در بیاورد، پس بخاطر همین 60 درجه زیر صفر اسم این کتاب انتخاب شده. حالا مسافری که می آید در کنگره قرار می گیرد دارد از این منطقه عبور می کند. عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر، حتی خود ما بعنوان یک همسفر امکان دارد حسهای ما آسیب دیده باشد، بسته شده باشد برای چه می گوییم در سفر اول مسافرت نروید؟ برای اینکه مسافر می رود مسافرت، هزینه می کند، زحمت می کشد ولی هیچ لذتی نه خود مسافر و نه خانواده از سفر می برند.

چرا؟ چون حسهایش بسته است و در سرمای 60 درجه قرار گرفته است.
در ادامه ایشان فرمودند: ابتدای کتاب گفته شده آقای مهندس اولین تفکری که به ذهنش خطور کرد، ایشان در دهن خود گفتند که مقدار موادی که مصرف می کنند را بیایند تنظیم کنند و مقدار آن را مشخص کنند این اولین قدم و فکر بود و واقعا ایشان فکر نمی کردند که این قدم باعث شروع سفرش شود و قدم اول را برداشتند.
قانون اول: با تفکر ساختارها آغاز می گردد بدون تفکر آنچه هست رو به زوال می رود.
هر چیزی ما اگر بخواهیم به وجود بیاوریم، هر کاری که بخواهیم انجام دهیم، هر چیزی که بخواهیم اختراع کنیم، هر تصمیمی بخواهیم بگیریم، قبلش باید این را بدانیم که باید (تفکر کنیم). با تفکر ساختارها آغاز می شود. اگر الان ساختار کنگره شکل گرفته و به شکل الان و امروزیش هست، پشتش تفکر آقای مهندس بوده. ما نباید بدون تفکر کاری را انجام دهیم. من اگر در زندگیم بخواهم تصمیمی مهم بگیرم یا کاری را بخواهم انجام دهم، حتما باید تفکر کنم.
مثلا: ما می آییم یک زمانی حرفی می زنیم بدون فکر ممکن است ما  با این حرف طرف مقابل را،  خورد خاکشیر کنیم؛ ممکن است طرف مقابل همسرمان باشد یا فامیلمان. نسنجیده می آییم حرفی را می زنیم و طرف را سکه یک پول می کنیم بعد از اینکه طرف را رسوا کردیم و آبرویش را ریختیم تازه می آییم فکر می کنیم چه چیزی باعث این اتفاق شد، پس مشکل ما این است که اول اقدام می کنیم بعد فکر می کنیم، هر کاری که می خواهیم انجام دهیم، عواقب کار را باید بسنجیم که اگر این راه را بروم چی می شود؟ اگر این کار را انجام دهم چی می شود؟ پس برای هر کار و عملی باید اول فکر کنیم.
کسی که می آید در کنگره و فکر می کند چه چیزهایی را از دست داده است و در مسیر کنگره قرار می گیرد قطعا"یک

نیروهایی به کمکش می آید، نیروها القا، احیا و تحرک. این نیروها مثل امداد غیبی می مانند. چه اتفاقی می افتد یک مسافر در کنگره سفر می کند حالش خوب می شود؟ چرا تنهایی نمی تواند این کار را انجام دهد؟
فقط به خاطر این است که در جمع قرار نگرفته! وقتی در جمع قرار می گیرد نیروهای غیبی به او کمک می کنند چگونه؟ با القا مثبت و الهامات به او و به ما کمک می کنند.
کنگره سراسر القا مثبت و منفی دارد بستگی به ما دارد کدام را جذب کنیم .

القا چیست ؟
نجواها و صداهایی که در گوشمان می آید و ما می شنویم ما نمی دانیم چه کسی این صدا را تولید می کند، ولی ما آن صداها را می شنویم. مثلا": می گوید الان برو مواد مصرف کن! کسی که تازه سفرش را شروع کرده آنقدر این القا قوی است، باعث می شود مواد مصرف کند.
القا مثبت هم وجود دارد مثلا": مسافرهایی که می آیند کنگره و می بینند دوستان چند سال پیش آمدند کنگره و چقدر حال خوبی دارند و پیشرفت کرده اند و درمان شده اند اینها القا مثبت کنگره است و مسافرها این را جذب می کنند. برای همسفرها هم پیش می آید یک همسفر می آید القا منفی را می گیرد مثلا": می بیند یک همسفر سی دی گوش نمی دهد، امتحان نمی دهد، غیبت زیاد می کند. می گوید: خوب، وقتی این اینطوری است و راهنما بهش کاری ندارد پس من هم مثل او می توانم حرکت کنم. دقیقا"او را الگو قرار می دهد. خیلی باید حواسمان باشد طعمه القا منفی نشویم .
احیابه چه معناست؟ به معنی زنده شدن. بزرگترین احیا کننده خداوند است، چون مرده ها را زنده می کند؛ اما در بخش کوچکتر در کنگره می توانیم کمک راهنما ها را مثال بزنیم. یک فرد مصرف کننده چیزی از یک مرده کم ندارد، مثل مرده متحرک می ماند ولی وقتی در کنگره قرار می گیرد احیا می شود. بازسازی می شود.زنده می شود. مسافرهایی که الان در کنگره می بینیم

باورمان نمی شود اینها روزی مصرف کننده بودند و الان حال بسیار خوبی دارند. اینان در جمع و در کنگره، احیا شدند. ولی اگر خود شخص بخواهد، خودش را در خانه درمان کند، مدام در مسیر القا منفی است و یک حسی بهش می گوید: برو مواد مصرف کن! و حسی نیست که بگوید نه مصرف نکن ویا بگوید به خاطر دو ساعت لذت چرا زندگیت را خراب می کنی؟ یعنی کسی نیست که القا مثبت به او بکند ولی این اتفاق در کنگره می افتد.
تحرک یعنی چه؟ تحرک از حرکت کردن می آید. وقتی القا مثبت را می گیرد و نیروها ی احیا کننده را می بیند باید شروع به حرکت کند این نیروها یی است در کنگره به کمک می آیند(کمک راهنماها ).

قانون دوم : در جهان ما، تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توام با رفتن و رسیدن آنرا کامل می نماید. به عبارتی فکر خالی کافی نیست، فکر باید به مرحله ظهور برسد.
می گوید در جهان ما، در جهان فیزیکی، چون مساله زمان مطرح است. وقتی شما در ذهنتان شام قرمه سبزی دارید فقط در ذهنتان است باید بلند شوید

موادش را تهیه کنید. پس این اتفاق نمی افتد که من هر چیزی در ذهنم باشد انجام می شود باید حرکت کنم تا به خواسته ام برسم . 
قانون سوم: با حرکت راه نمایان می شود، رکود بر هیچ موجودی جایز نیست.
اگر ده سال هم بنشینم راه نمایان نمی شود باید حرکت کنم و هیچ موجودی وجود ندارد که ساکن باشد همه در حرکتند و ما نیز باید حرکت کنیم حتی اگر شاید تصمیمات اشتباهی گرفتیم باید در مسیر قدم بگذاریم اگر قدم نگذاریم متوجه نمی شویم که مسیر و تصمیم مان اشتباه است یا نه؟ یک جاهایی لازم است ریسک کنیم در تمام مراحل زندگیمان استادانی داریم که از آنها آموزش می گیریم یک زمانی افتادن یک برگ از درخت می تواند برای ما حکم استاد را داشته باشد و در واقع ما یک چیزی از او یاد می گیریم در سفر آقای مهندس هم وجود استادانشان بهشان خیلی کمک کردند.

ادامه کتاب به جلسه بعد موکول شد. در ادامه سی دی "لنگر کشتی را بکشید" از نشریات خریداری شد و جلسه با دعای کنگره به پایان رسید.  

تهیه گزارش : معصومه همسفر مسعود




نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره ۶۰، راههای درمان اعتیاد، عملکرد لژیون،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 22 شهریور 1396 06:29 ب.ظ
خداقوت به خواهر عزیزم خانم معصومه با آرزوی رهایی شما .
خداقوت و سپاس از راهنمای بزرگوارم
چهارشنبه 22 شهریور 1396 03:59 ب.ظ
خدا قوت خانم پریناز عزیزم خیلی عالی و جامع و کامل بود مثل همیشه پراز عشق و انرژی انشاالله همیشه موفق و پیروز باشید
چهارشنبه 22 شهریور 1396 03:34 ب.ظ
بسیار زیبا بیان کردین خانم پریناز از شما ممنون خدا قوت به خواهر خوبم خانم معصومه
چهارشنبه 22 شهریور 1396 02:31 ب.ظ
ممنون راهنمای عزیزم که همیشه خوب و عالی توضیح میدید.
خدا قوت به معصومه عزیز انشاله رهاییتون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر