تبلیغات
وبلاگ رهجویان عشق - مطالب همسفر مینا
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : پریناز رموزی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
وبلاگ رهجویان عشق
با حرکت راه نمایان می شود
دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : همسفر مینا       

گاهی اوقات یک حس حالت تکرارشونده پیدا می‌کند و دائماً تکرار می‌شود و هیچ‌وقت تمام نمی‌شود و به صفر نمی‌رسد.ممکن است به حداقل برسد ولی دوباره بعد از یکسری مسائل و اتفاقات آن حس زنده می‌شود و همانند امواج بالا و پایین می‌رود و این‌گونه حس‌ها انسان را بالا و پایین می‌برد. اگر این حس خوب باشد تخریب چندانی ندارد ولی می‌تواند در انسان حالت رکود به وجود آورد و مانع از انجام کار روزمره شود همانند فردی که به فرد دیگری علاقه‌مند می‌شود و تمامی فکر و ذهنش به سمت این علاقه می‌رود و فرد را از کارهای دیگر بازمی‌دارد. اما وقتی این حس منفی می‌شود دیگر فقط اتلاف وقت نیست بلکه مسیر انسان را عوض می‌کند و به یک مرحله دیگری پرتاب می‌کند.

این حس‌ها وقتی به وجود می‌آید یکسری اتفاقات و رویدادها رخ می‌دهد. ممکن است این اتفاقات باعث به وجود آمدن آن حس نباشد ولی آن حس را از وجود فرد بیرون می‌کشد یعنی آن حس قبلاً در فرد وجود داشته ولی با این اتفاق خاص آن حس کاملاً تحت تأثیر قرار می‌گیرد مثل کسی که در جایگاهی قرار می‌گیرد و کس دیگری آن جایگاه را از آن فرد می‌گیرد. اگر این اتفاق بیفتد دیگر ناراحتی در حد جزئی و کوتاه مدت نیست و سریع از بین نمی‌رود. در این حالت چنان احساس ناخوشی به وجود می‌آید که اگر فرد عاقل نباشد و عاقلانه فکر نکند یک کاری دست خود و دیگران می‌دهد.

در این حالات انسان‌ها درجه‌بندی می‌شوند با اکثر افرادی که برخورد می‌کنیم در حد متوسط در رنج هستند و یک درصد از آن‌ها قدرت تخریبی خیلی بالایی دارند و ممکن است اتفاقات خیلی بدی بیفتد و یک درصد دیگر وجود دارند که قدرت بخشش خیلی بالایی دارند. ولی نود و هشت درصد آن‌ها در رنج و درجه متوسط قرار دارند.

در افرادی که قدرت این حس بسیار بالا باشد و تخریب بسیار همراه دارد ممکن است این حس و تنفر چندین سال ادامه داشته باشد و مدام در حال کلنجار رفتن با خود هستند.

برای حل این مسئله باید فرد زمان مجاز بیکاری‌ام را حذف کند یعنی صحبت‌هایی که از یک شخص به شخص دیگر می‌شود و این حس را به وجود می‌آورد بدون اعتبار بداند مخصوصاً صحبت‌هایی که جنبه تخریبی دارند. در مرحله دوم این است که آن فرد را مورد بخشش قرار دهیم.

حالا باید بگوییم که علت رخ دادن این اتفاقات در چیست؟

علتش این است که همه چیز صور آشکار و پنهان دارد یعنی افکار انسان‌ها هم دارای یک صور آشکار و یک صور پنهان است یک بخش کوچکی از افکار فرد در دست خودش است و به آن اشراف دارد ممکن است بخش عظیمی از آن در دست خود فرد نباشد یعنی ما نسبت به راز دل خودمان شناخت کامل نداشته باشیم و در آینده از آن‌ها با اطلاع شویم چون در صور پنهان افکار ما انسان‌هاست.

در اینجا یک قانون قطعاً وجود دارد هر جا احساس ناخوشایندی به وجود می‌آید بین یک فرد با فرد دیگری برای مثال احساس  ناخوشایند فرد با فرد یا یک فرد با  خانواده یا اجتماع و... قطعاً یک صفت ناخوشایندی در خود فرد وجود دارد. همیشه باید احساس کنیم دو قطب وجود دارد وقتی ما از یک مجموعه‌ای احساس ناخوشایندی داریم برای مثال کسی می‌آید و به ما می‌گوید که در این مجموعه باندبازی یا پارتی‌بازی انجام می‌شود و همین باعث می‌شود ما به آن مجموعه احساس بدی پیدا کنیم یا از دروغ گفتن دیگران احساس بدی پیدا می‌کنیم این ناخوشایندی نشان‌دهنده این است که خود ما هم این صفت را داریم و تنها شرایط و بستری وجود نداشته که ظاهر بشود و اگر شرایط و بستر مناسب به وجود بیاید ما هم دقیقاً این صفت و کار را انجام می‌دهیم.

پس این به عنوان یک قانون مطرح می‌شود که هرگاه بین دو نفر درگیری پیش می‌آید این پیش‌فرض را باید داشت که من یا آن فرد با شخصی که درگیر شده صفات مشترک دارد مثل وقتی که ما می‌گوییم چرا من باید با این فرد دچار مشکل و روبرو شوم این علتش این است که دو فرد دچار مشکل صفات مشترکی دارند که خودشان هم نمی‌دانستند پس هرگاه ما نگاهمان در این مورد این‌گونه باشد بعضی از مسائل برای ما قابل‌هضم تر می‌شود. مسئله دیگری که وجود دارد اینکه چرا انسان وقتی یک ضربه شدیدی می‌خورد نمی‌تواند ببخشد و بگذرد همانند اینکه فردی یکی از عزیزانمان مانند پدر یا مادر و... را به قتل برساند یا یک خانواده را از هم جدا و نابود کند فراموش کردنش خیلی سخت است ولی بخشیدنش غیرممکن و محال می‌شود و این علتش این است که وقتی این اتفاق افتاد همیشه دو مشکل وجود دارد یکی از آن این است که انسان حق زا به جانب خود می‌دهد و برای طرف مقابل آرزوی جزای الهی می‌کند در صورتی که ممکن است فرد مقابل هم همین دعا را بکند. ولی یک اشکالی که وجود دارد این است که فرد احساس می‌کند ضربه‌ای شدید خورده که قابل جبران نیست. برای مثال می‌گوید می‌توانی پدرم را به من برگردانی یا آسیبی که به من زدی را جبران کنی؟ و همین قابل جبران نبودن کار را سخت تر می‌کند.

ولی یک نگاه دیگری که وجود دارد این است که خانه‌ای که خراب‌شده دیگر نمی‌توان همان را ساخت ولی در اینجا می‌شود خانه بهتری ساخت مقاوم تر و مستحکم تر ممکن است به آن خانه یک احساس و تعلقاتی وجود داشته باشد ولی برای این که بتوان یک خانه مستحکم تر ساخت باید حتماً بنای قبلی خراب شود. خداوند وقتی به انسان‌ها چیز بهتری عطا کند آن چیزی که قبلاً به فرد داده از او می‌گیرد یعنی وقتی می‌خواهد قدرت فیزیکی بیشتری به بنده خود بدهد قدرت فیزیکی قبلی‌اش را می‌گیرد برای مثال در خرید ماشین اقساطی ما باید ماشین قدیمی قبلی خود را تحویل دهیم تا بتوانیم ماشین جدیدی را بگیریم. پس در به دست آوردن صفات اگر کسی بخواهد بخشندگی و عشق بیشتری را کسب کند عشق و بخشندگی قبلی از فرد گرفته می‌شود البته تا یک زمان موقت و بعد عشق و بخشندگی قویتری کسب می‌کند و در این حالت کسانی که به انسان ضربه و آسیب می‌زنند ممکن است از روی نادانی باشد و یا از روی آگاهی ولی در هر صورت آن‌ها مأمور هستند تا صفتی را از انسان بگیرند و صفت جدیدتری به انسان داده شود. شاید خودشان هم به این مسئله آگاهی نداشته باشند و در پی قصد دیگری باشند.وقتی متوجه این قضیه مشویم و وقتی با بخشیدن چیز دیگر و جدیدتری به وجود می‌آید بخشیدن و گذشتن برای انسان سهل می‌شود.

پس در نتیجه اگر اتفاقی برای ما می‌افتد صفت مشترکی بین خود و آن فردی که باعث این اتفاق شده وجود دارد و اگر چیزی را از دست می‌دهیم اگر بتوانیم از آن عبور کنیم و رهایش کنیم اتفاق جدیدی در زندگی ما رخ می‌دهد. این باعث می‌شود که قدرت بخشندگی در ما به وجود بیاید و انسان‌هایی که قدرت بخشندگی را دارند قطعاً علمش را هم دارند. زیرا بخشندگی اصلاً به ظرفیت فرد بستگی ندارد چون این ظرفیت دیر یا زود گنجایشش را از دست می‌دهد. در مورد مسئله درمان اعتیاد هم همین گونه است کسی که درمان می‌شود و مواد را می‌بخشد و رها می‌کند همین رها کردنش باعث می‌شود تا چیز بهتری به دست بیاورد یعنی سیستم طبیعی ضد افیونی بدنش ترمیم شود ولی در عوض کسی که مواد را رها نمی‌کند و نمی‌بخشد سیستم شبه افیونی بدنش را نمی‌تواند ترمیم کند و از آن استفاده کند.

نتیجه می گریم اگر انسان حس بدی با خود به همراه داشته باشد هیچ‌گاه نمی‌تواند مراحل دانایی را رد کند و همیشه در حال سکون می‌ماند چون بارش خیلی سنگین است.

در ادامه استاد امین درباره ماه رمضان صحبت کردند:

کسی که روزه گرفته باشد و کسی که مواد مصرف می‌کند یک وجه اشتراکی دارند و آن این است که مصرف‌کننده وقتی سقوط آزاد داشته حس و حالش همانند فردی است که هشت تا نه ساعت روزه گرفته. روزه یک جور سقوط آزاد با حالت کمتر است کسانی که روزه می‌گیرند روزهای اول برایش خیلی سخت است و آرام‌آرام توانش بیشتر می‌شود حال خاصیت این امر <روزه> در چیست؟ سیستم شبه افیونی بدن انسان یک دستگاه خیلی پیچیده و حیاتی است مثل هر سیستم دیگری نیاز به سرویس و تعمیر و نگهداری دارد هر دستگاه و سیستمی در طی مدت طولانی کاراییش کاسته می‌شود و نیاز به راه‌اندازی دارد در روزه هم همین گونه است یعنی یک سال وقتی سیستم شبه افیونی مدام کار می‌کند تولید و کاراییش کم می‌شود و نیاز به راه‌اندازی دارد و این سیستم با دو کار راه‌اندازی می‌شود یکی بیسیم و دیگری با سیم. بیسیم همان افکار و حس‌ها و اندیشه‌های ماست و با سیم مواد خوراکی است که از جنس ماده است. این دو بر سیستم شبه افیونی یا سیستم ایکس ما تأثیر مستقیمی دارد در سیستم با سیم که گفته شد مربوط به خوراکی و خوردنی است روزه نام دارد که در سال یک ماه انجام می‌گردد شخصی که بتواند یک ماه کامل روزه بگیرد سیستم شبه افیونی در قسمت با سیم شروع به احیا و تقویت شدن می‌کند و راندمانش بالا می‌رود. سیستم بی‌سیم همان نماز عبادت و نیایش است که با حس و افکار و اندیشه‌های ما در ارتباط است برای مثال: فردی که افکارش مشوش است وقتی نماز می‌خواند افکار و مشغله ذهنیش کم می‌شود.در مسئله عبادت و روزه چیزی به عنوان مواخذه و گناه وجود ندارد یک فرصت است. یک امکانی است که اگر استفاده شود می‌توانیم از سیستم شبه افیونی بدنمان به خوبی استفاده نماییم و اگر این سود و منفعت و فرصت را انسان درک کند و به آن پی ببرد هیچ‌گاه نمی‌تواند ترکش کند و در روزه و عبادت زور و اجبار امکان پذیر نیست زیرا خصوصیتی که انسان را از موجودات دیگر متمایز می‌کند قدرت اختیار انسان است و اگر این اختیار از وی گرفته شود با آن مقابله می‌کند و برایش غیرقابل‌قبول می‌شود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به نام امواج عشق که از اوست
به غیر از کنگره در هیچ کدام از روش های ترک اعتیاد لژیون وجود ندارد و در آن چند اتفاق مهم می افتد. اول اینکه هر فردی که ۹۹٪ آن تخریب شده  به محض ورود در کنگره بعد از گذراندن سه جلسه تازه واردین در لژیون می نشیند و  اولین چیزی که حس می کند آرامش است که آن را از موج درونی لژیون و سفردومی هایی که تاریکی ها را پشت سر گذاشته و به آرامش رسیده اند دریافت می کند. در صورتی که فکرش هنوز خراب است ولی جسمش آرام می گیرد.دوم اینکه ما دو آموزگار در هستی داریم . یکی معلم که به قیمت جانش به ما آموخت و یاد نگرفتیم و دیگر روزگار که به قیمت جانمان به ما می آموزد و مجبور هستیم تا یاد بگیریم. در لژیون گویی زندگی تکرار شده و ما دوباره زیردست یک آموزگار می رویم و کودک می شویم و هر چه می گوید با همان نیت کودکانه مان چشم می گوییم. در صورتی که در ارتباط با دیگر افراد در بیرون از کنگره شاید به هیچ کس چشم نگوییم. اما در لژیون این اتفاق می افتد زیرا می خواهیم بیاموزیم. هر چقدر که رهجو تخریب داشته باشد باز هم موجب به هم ریختگی راهنمایش نخواهد شد چرا که  راهنما خود  آن دوران را گذرانده و تمام احوالات رهجو را در خودش می یابد و سوم اینکه ما به این جهان آمده ایم تا راه حل مشکلات را بیاموزیم و لژیون مکانی است که آموختن راه حل مشکلات در آن آسان است و هریک از علامت سوال های ذهنمان در آن به نقطه هدف می رسد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 اسفند 1394 :: نویسنده : همسفر مینا       
به نام نامی قدرت مطلق
ابتدا استاد تاکید کردند که  گوش کردن به سی دی یک طرف و نوشتن اصل آن می باشد .این به نفع خودتان بوده  زیرا مطالب به خوبی در ذهنتان می ماند و درگیر مسایل خود شده  و با دست برداشن از مسافرتان او را رها نموده و همین موجب حرکت بهتر او می گردد . حتم بدانید که اگرمسافرتان خوب حرکت نمی کند شما پایش را گرفته اید و او را رها ننموده اید. 
استاد پرسیدند دواخانه نباید شفاخانه باشد یعنی چه؟
همسفر سمانه: یعنی دوا توسط انسان ساخته شده وشفا را خدا میدهد.
همسفر حمیده: اگر فرد در داروخانه یا بیمارستانی کار می کند که داروهای فراوانی در آنجا موجود است دلیل نمی شود که بیماری او درمان گردد. کنگره همان دواخانه بوده و اطلاعات و دانش آن دارو محسوب می شوند و شفای هر کس بستگی به استفاده او از آنها دارد.
پاسخ استاد: داروی درمان در کنگره همان OT است. خیلی از افراد در همان ابتدای ورود توقع دارند که به زودی خوب شوند این صورت نمی گیرد مگر اینکه فرد درست حرکت نموده و از دارو به درستی و خوبی استفاده نماید. در اینجا مثلثی ترسیم می شود که 1- دارو بایستی 2- به موقع و سرزمان و 3- به اندازه مصرف گردد. مجموع این سه ضلع باعث می شود که دواخانه شفاخانه شود و در غیر این صورت امکان پذیر نیست.
مشارکت در مورد سی دی دوا 1 :
همسفر میترا: بیماری یعنی خارج شدن قسمتی از بدن  از حالت تعادل. زیرا در بدن هر قسمت و ماده ای تعریفی دارد که اگر هریک از آنها از حالت نرمال خود خارج شوند فرد بیمار می گردد.با وجود اینکه افراد زیادی در زمینه درمان بیماری ها فعالیت می نمایند اما درمان اصلی را خود بدن بعد از دریافت دارو تکمیل می نماید.
همسفر سمانه: بعد از شناخت داروی مناسب جهت درمان بیماری . زمان و مقدار مصرف نیز اهمیت دارد.
همسفر شهربانو: یکسری از بیماری ها که بیشتر ما بدان دچار هستیم در اثر چاقی و گروهی دیگر در اثر افکار و اندیشه های منفی ایجاد می گردد. افکار منفی ما رابه سمت ناامیدی می کشاند و درون ما جهنمی پر از آتش بوجود می آورد که هیزم  آن همان افکار منفی خودمان است که هر لحظه آتش را شعله ورتر می کند.
همسفر رویا: در گذشته به هرویین دوا می گفتند چرا که به عنوان دارو مصرف می شد.
همسفر نجمه: بیماری ها در دو دسته قرار می گیرند یکی بیماری های جسمی مانند مشکلات روده و معده و دیگری بیماری های روانی مانند افسردگی و دو شخصیتی و.. اگر ماشینی خراب شود تعمیرکار آن را تعمیر می کند ولی زمانی که بدن بیمار می شود خود  با دریافت داروشروع به بازسازی و ترمیم خود می نماید.
همسفر مریم : بیماری  های بدن گاهی از همان قسمت  نشات گرفته شده و گاهی مربوط به اشکال در قسمت های دیگر می باشند. مثلا در بیماری قلبی ممکن است اشکال از خود قلب باشد و یا اینکه خون و املاح موجود در آن سبب بیماری گردیده باشد.
همسفر شمسیان: یکی از اشکالات اساسی علم که پیشرفت نکرده این است که در موقع بیماری در قسمتی از بدن تنها در آن نقطه متمرکز شده و نقاط دیگر را جهت دریافت علت و درمان بیماری بررسی نمی نماید. و اشکال دیگر این است که می خواهند خود بیماری را با دادن دارو درمان کنند در صورتی که بدن خود این کار را انجام می دهد. در زمان درمان طبق تجویز مصرف نماییم چرا که در غیر این صورت مانند کارخانه ای خواهد بود که پشت سرهم بتون ریزی آن انجام نشده و شکاف هایی بین لایه ها ایجاد گردیده که جایگاه حشرات و گرد و غبار شده که به بتون آسیب می رساند.
همسفر صالحی: هورمون ها به دو طریق تلفنی (با زنگ زدن) و رادیویی( با پخش کردن پیام  جهت دریافت آن قسمت هایی که خواست آن را داشته )عمل می نمایند . تمامی اعضاء بدن نیز به طور هماهنگ با هم کار می کنند. مثلا کلیه تاز مانی  که مثانه پر نشده کار  کرده و بعد از آن متوقف می شود. هرگاه عضوی بیمار گردد باید دقیقا همان محل درمان شود چون د غیر این صورت بیماری برمی گردد .هم چون افرادی که به روش سقوط آزاد یا کمپ ترک نموده و مجدد بعد از مدتی شروع به مصرف مواد نموده اند.
 سخنان  استاد : وقتی می گویند خداوند انسان را از خاک یا گل کوزه گری آفریده نشانه این است که تمامی مواد موجود در خاک در بدن انسان نیز وجود داردمانند کلسیم و پتاسیم و منیزیم و... که کاهش پتاسیم باعث افتادگی صورت و پلک شده و کاهش آهن  علت کم خونی وبی حالی است. ( به همه خانم توصیه می شود که روزانه یک قرص آهن مصرف نمایند) حتی اعتیاد زمانی اتفاق می افتد که که تولید یکسری مواد در بدن متوقف شود که در کنگره مصرف دارویOTباعث بیداری سیستم های از کار افتاده می شود. افرادی که به روش سقوط آزاد ویا کمپ و .. درمان شده اند با افرادی که در کنگره به رهایی رسیده اند فرق دارند چرا که در بدن آنها خیلی از موادی که باید تولید گردد ساخته نشده به همین جهت مقاوم نبوده و همیشه حالت خماری دارند.
علت اینکه خیلی از بیماری ها ناشناخته است و درمان قطعی ندارد این است که ریشه اصلی بیماری شناخته شده نیست و داروهای موجود تنها از پیشرفت بیماری جلوگیری می نمایند.

دستور جلسه آینده لژیون سی دی شفا می باشد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 5 اسفند 1394 :: نویسنده : همسفر مینا       
بسم الله الرحمن الرحیم

دستور جلسه ی امروز دوا است البته به هیروئین های سابق دوا میگفتند و البته دوا هم بود چون هروئین اول دارو بود دیگه به همین دلیل هروئینی های قدیمی به هروئین میگن دوا. خوب بحثی را که امروز مورد کاووش قرارمیدهیم سخنان بین استاد و شاگرد است که در تاریخ 78/11/11 انجام میشود . من مطلب را میخونم بعد صحبت میکنیم.

9j2a42wtrlz5bmjwve9r.jpg




ادامه مطلب


نوع مطلب : عملکرد لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :