تبلیغات
وبلاگ رهجویان عشق - مطالب دلنوشته
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : پریناز رموزی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
وبلاگ رهجویان عشق
با حرکت راه نمایان می شود
پنجشنبه 17 فروردین 1396 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        
نشانه ها باعث بیداری ما می شود ولی یک زمانی آن قدر ما درگیر هستیم که آنها را نمی بینیم. در لحظه زندگی کردن باعث آرامش درونی می شود و نشانه ها در حالت آرامش دیده می شوند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : کنگره ۶۰، راهنمای درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 6 بهمن 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        

سلام دوستان مونا هستم یک همسفر 
حسی که از جایگاه استادی داشتم هیچ وقت تا به الان این حس را نداشتم. حسی که قابل وصف نیست. حسی که از فرط خوشحالی دوست داری این حس با همه تقسیم کنی.به همه بگی که چقدر خوشحالی. فکر این که اگر همیشه در صراط مستقیم باشی و در زندگی درست حرکت کنی این حس همیشگی خواهد بود وقتی که لبخند رضایت راهنمای خود را میبینی انگار همه دنیا مال توخواهد بود.عزم خود را بیشتر جذب میکنی تا در امتحان کمک راهنمایی قبول بشی در اخر این حس هیچ وقت قابل وصف نیست.




نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : کنگره۶۰، راهنمای درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 6 بهمن 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        
خود تو اسطوره شکر و توکل و نماد صبر برامون هستی. ته دلم با تمام نگرانیها امید باز شدن راه هست، ته دلم با تمام لرزشها آرامش پشت طوفان خودشو رونمایی میکنه. فقط باش و ببین آن روزهای خوشی که قراره نمیدونم کی سهم ما شه، از راه میرسه، فقط باش تا ببینی. همان مکان امنی که برای آرامشمان در این دنیای نا آرام سکنی گزیده و نامش کنگره شصته، که خدایش نامدارش کند.فقط بمان...



ادامه مطلب


نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : کنگره ۶۰، راهنمای درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 28 دی 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        
به نیروی عقل وایمان متکی باش و پیش برو ! به آینده فکر کن ، به روزهای قشنگ رهایی ، به روزهایی که امید دوباره به خانه دلت باز خواهد گشت وتو گامهایت را محکمتر بر خواهی داشت برای رسیدن به کمال . به پرواز بیندیش ، پرواز در آسمان آبی! 



ادامه مطلب


نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : کنگره ۶۰، راهنمای درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 شهریور 1395 :: نویسنده : همسفر حمیده       
آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهیست

Image result for ‫وادی چهاردهم کنگره 60‬‎


ادامه مطلب


نوع مطلب : دلنوشته، دستور جلسات هفتگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 8 شهریور 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        
سیستم x چیزی نیست جز پزشک درونم .
وقتی متولد شدم خداوند پزشکی را در درون من قرار داد . آن پزشک نامش سیستم x است ؛ که حس لبخند، خوشی، عشق، محبت و دوست داشتن را به من داد و حال که به دوران کودکی و نوجوانی و حتی سال های اول ازدواجم فکر می کنم؛ می بینم چقدر حس های محبت، عشق و کمک به دیگرانم خالصانه بود.
چه شد که اینگونه شد؟
قبلا تنها جوابی که برای این سوالم داشتم این بود که تقصیر مسافرم است؛ که با مصرف مواد مخدر حس های من تغییر کرده و من پر از کینه، بدی و انتقام شده ام .
ولی حال که به عظمتی دیگر از خلقت خداوند پی برده ام جوابم چیز دیگری است ، این بار اینگونه جواب سوالم را می دهم: حال بدم به خاطر نادانی ام بود ، بخاطر بی تفکری ام بود و شاید اگر اینگونه نمی شد من در مسیر آموزش قرار نمی گرفتم .
انسان وقتی چیزی را از دست می دهد افسوسش را می خورد. من با ورود افکار منفی به ذهنم هر بار سیلی به پزشک درون خود زده ام و آن را از سر قدر نشناسی به گوشه ای از درونم پرت کرده ام و آن را زخمی کردم و دست از پا درازتر با حال بد در کلینیکهای مختلف به دنبال پزشکی بودم که حس خوب را در من بیدار کند . ولی جز داروهای ضد استرس و قرص های خواب چیزی نصیبم نشد.

معجزه ای رخ داد و راهی کنگره شدم. آموزشهای کنگره مرا با درون و بیرون خود آشنا ساخت و من را بیدار کرد و من دست به سمت سیستم x خود دراز می کنم و با هم دست دوستی میدهیم و از او معذرت میخواهم که دیر شناختمش و قول میدهم مانند گوهری گرانبها از او مراقبت کنم.
به سیستم  x خود میگویم: زیباترین روزها برای شروع من و تو هستند و من آمادهام تا شاد و خوب زندگی کنم، همچون کوه ایستادهام و چون خورشید لبخند میزنم و من با این عظمت بزرگ (سیستم x) از هیچ سیل یا گرداب نمی ترسم.
نگارنده: همسفر فتانه




نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : کنگره۶۰، راهنمای درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 مرداد 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        


با سلام فتانه هستم یک همسفر


هفتهٔ سایت کنگره 60 را به همهٔ عزیزان عاشقی که خالصانه خدمت می‌کنند تبریک عرض می‌کنم.

 آشنا شدن من با کنگره 60 از طریق سایت کنگرهٔ 60 بود. وقتی ناامید بودم که دیگر کمپ برای درمان مسافرم جواب نمی‌دهد، به خود گفتم آخرین تلاشم را هم می‌کنم و واقعاً خواست خداوند بود؛ دنبال درمان مواد در اینترنت گشتم و روش‌های زیادی عنوان شد که یکی از آن‌ها درمان اعتیاد در کنگره 60 بود و این آغاز آشنایی من و کنگره 60 شد.

اگر سایت کنگره 60 نبود مطمئناً من و مسافرم در عمق تاریکی‌ها به سر می‌بردیم. من حضورم در کنگره را مدیون سایت و خدمتگزارانش هستم، چراکه این سایت کنگره 60 بود که کنگره را به من شناساند.

سایت کنگره 60 سرشار از مطالبی مفید و آموزنده است که هرروز به‌روزرسانی می‌شود و من در هر جا و در هر نقطه‌ای که باشم با مراجعه به سایت در حال آموزش دیدن هستم.

سایت کنگره 60 باعث شد که من اعتمادبه‌نفس ازدست‌رفته‌ام را در نوشتن دوباره بدست بیاورم چراکه با خواندن دل نوشته‌هایم و نظرات دوستانم در وبلاگ آن اعتمادبه‌نفسم را دوباره پیدا کردم.

خدایا شکرت بابت قدرت و عظمت کنگره 60 

خداوندا من به‌یقین می‌دانم که این آموزش‌ها همه و همه برای من یک وام و قرض تلقی می‌شود و من قول می‌دهم این وام و قرض خود را به کنگره برگردانم و جبران خدمت کنم.





نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : کنگره60، راهنمای درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 15 تیر 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        

به نام خالق زیبای ها


امروز  لطف خداوند شامل حالم شد و نگهبان جلسه من را به‌عنوان دبیر موقت انتخاب کرد. دستور جلسه شیشه و تخریب‌های آن روی من بود. زمانی که جلسه به مشارکت گذاشته شد، طوفانی در دل‌ها بر پا شد. همهٔ آنانی که مسافرانشان مصرف شیشه داشتند با شنیدن قصهٔ تلخ هم‌سفران، اشک ریختند. من می‌دیدم آنان بغض را در گلویشان خفه می‌کردند، می‌دیدم هنگام حرف زدن، شانه‌هایشان از غصه زخم‌های شیشه، می‌لرزید، می‌دیدم اشک‌های پاکشان همچون سیل بر گونه‌هایشان جاری می‌گشت. غوغایی در دلم برپا شد، بغض گلوی مرا نیز فشرد، تمام سعی‌ام را بر آ ن داشتم که خفه‌اش کنم، اما مرا یارای خفه کردنش نبود، هزاران هزار مطلب از ذهنم گذشت؛ انگار قصه‌هایشان در ذهنم باهم در حال گفتگو بودند؛ سدی ساختم برای اشک‌هایم، اما غصه قصه‌هایشان، قدرتمندتر از سدی که ساخته بودم، بود؛ سدم در هم شکست، من نیز با آنان هم‌صدا شدم، دلم می‌خواست فریاد بزنم؛ تا به اکنون احساس خفگی کردید؟ آن بالا با شنیدن قصه‌های تلخ شیشه، با دیدن بغض‌های شکسته همسران و مادران مصرف‌کنندگان و اشک‌هایی که از چشمان مهربانشان جاری می‌شد، من نیز احساس خفگی کردم، ریزش اشک‌هایم آرامم نکرد، دوست داشتم تک‌تکشان را به آغوش بکشم، دوست داشتم بگویم: من از بودن در کنار شما شیر زنان تاریخ افتخار می‌کنم، من به خود می‌بالم که در کنار شما روزگار می‌گذرانم، من دستان شمارا می‌بوسم، مشارکت‌های امروز شما دل هر شنونده‌ای را به درد آورد و اشک را از چشمانشان جاری ساخت. آری باید گفت، باید فریاد زد تا دنیا بداند که این اهریمن چه بازندگی مردم ما کرد، چه تخریب‌ها و چه ویرانی‌ها بر جای گذاشت. 

عزیزانم، صحبت‌های آخر همهٔ شما، بوی شادی، بوی عشق وامید می‌داد؛ حس سپاستان از بنیان کنگره 60 ستودنی بود. آری باید سپاسگزار باشیم، سپاسگزاری کمال یک حس است. سپاس از خداوندی که بالاخره صدای مدد ما را شنید دست یاری‌اش را به سمت ما دراز کرد، از طریق القاء، علم درمان این بیماری را به آقای مهندس داد وایشان بی‌منت و با عشق آن را به ما، گم‌گشتگان راه منتقل نمود.

با احترام همسفر شمسیان





نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : کنگره60، راهنمای درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط :
شنبه 12 تیر 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        

به نام خالق یکتا


از لحظه‌ای که صحبت‌های آقای خدامی را که در باب شیشه و تخریب‌های آن، خواندم، جنگی عظیم در افکارم درگرفت. خاطرات تلخ  گذشته همچون پردهٔ سینما جلو دیدگانم ظاهر گشت. خاطراتی که آن موقع، هنگام وقوعش، ضجه‌ها می‌کشیدم، ناله‌ها می‌کردم؛ اما اکنون یاد آوریش مرا بر آن وا‌می‌دارد که نگاهم را به سمت آسمان کنم و با تمام وجودم بگویم: خدایا شکر. با هزاران عشق و علاقه با تمامی مخالفت‌هایی که خانواده‌ام با ازدواجمان داشتند من با او ازدواج کردم؛ چندی از ازدواجمان نگذشته بود که ضربه‌هایی محکم از اعتیاد خوردم؛ درواقع حضور یک رقیب و یا یک هوو را در کنارم حس می‌کردم زیرا عشقم را از من گرفته بود، جسمش بود اما انگار اصلاً نبود! برای بدست آوردنش، با تمام اهل خانه جنگیده بودم، جنگی سخت؛ تا اینکه او را از آن خود کردم؛ غافل از این‌که جنگی سخت‌تر در پیش دارم؛


ادامه مطلب


نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : کنگره60، همسفران، دلنوشته، راهنمای درمان اعتیاد،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 8 تیر 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        

بنام خدای یکتایی، که هر چه دارم از اوست


امروز روزهای را که به‌عنوان مهمان در سه لژیون نشستم تا در آخر راهنمایم را با حس خود انتخاب کنم در ذهنم مرور کردم. احساس می‌کنم هر تازه واردی که در یک لژیون قرار می‌گیرد آن روز یک روزی از آموزش‌ها سهم اوست که با خود می‌برد.

خداوند را شاکرم که من هم در آن روزها بی‌نصیب از آن روزی پر خیروبرکت نبودم و روزیم را گرفتم احساس می‌کنم با ماندم در کنگره 60 هرروز بابرکت‌تر می‌شود.

یک جلسه افتخار قرار گرفتن در لژیون خانم آرزو نعمتی را داشتم که آن روز سی دی خانواده، آقای امین را کار می‌کردند بچه‌ها مطالب سی دی را در دفتر نوشته بودند                                         



ادامه مطلب


نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : کنگره ۶۰، راهنمای درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 26 خرداد 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        
به نام حق

اى روزنه‌ای از قدرت خدا، شما دستان خداوند بر روى زمین هستید و براى ما بهشت‌های کوچکى گسترده نمودید با کمترین امکانات ولى بهترین اطلاعات و آگاهى تا در آن به آرامش و آسایش برسیم.  شما قلبى به وسعت دریا دارید چون باکاری که شما می‌کنید و رهایی هر انسان از دام اعتیاد دلى بزرگ و فراخ می‌خواهد که خداوند آن را نصیب هر کس نمی‌نماید. 

انشاء الله که این روزنه‌ی نور تا ابد همچنان بتابد و ما از آن نور گرما بگیریم. (على یارتان)

 

 


ادامه مطلب


نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : کنگره۶۰، راهنمای درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط :

تازه پانزده بهار از زندگی‌اش می‌گذشت که بوی بد سیگار را از بدنش استشمام کردم؛ باورش برایم سخت بود، همیشه فکر می‌کردم در تربیتم نقصی وجود نداشته و فرزندم بهترین است. آن زمان موتور و یو داشت، جعبه سیگارش را زیر صندلی آن جاسازی می‌کرد. به خودم اجازه ندادم به رویش آورم، چون می‌دانستم جبهه خواهد گرفت. تا اینکه خودش اقرار کرد؛ غبار غم بر چهره‌ام نشست، او قول داد که برای همیشه مصرف نکند فقط گاه‌گاهی، تفننی بکشد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، همسفران، دلنوشته،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 19 خرداد 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        


سلام ماه زیبای خدا ، آه چه خوشحالم که آمدی و در خانه ات را باز نمودی . ببین مرا ؛ من آن بنده ای هستم که هر سال از در خانه ات بی تفاوت می گذشتم . شلوغی میهمان هایت را می دیدم ولی ترس داشتم چرا که ضد ارزشهایی در درون داشتم ولی نمی پذیرفتم .
ولی به لطف خدا به جایی رفته ام به اسم کنگره ؛ آنجا درس هایی گرفتم که اگر بخواهم برایت بگویم تمام نشدنی است . آموزش های کنگره خیلی به من کمک کرد تا از ضد ارزش هایم دوری کنم و راه درست را در پیش گیرم . اکنون خیلی تغییر کرده ام ولی باز هم خواهان تغییرم .
اگر لایق بدانی آمده ام که مهمانت شوم و آزمایشم را پس بدهم .
                                                                          همسفر فتانه




نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : کنگره۶۰، راهنمای درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط :
شنبه 15 خرداد 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        

دست در دست دوستان می دهم و چهارده ثانیه سکوت می کنم ؛ سکوتی که گفتن در نگفتن است. آنگاه با آرامشی که از سکوت سالن و گرمای دست هم نوعم دریافت می کنم ؛ مهم ترین خواسته ام را از خدای خود خواستار می شوم . در آن لحظه تمام وجودم به لرزه در می آید و خود را ذره ای از موج عظیم می بینم ، موجی که از وجود تک تکمان ساخته شده است پر قدرت و پر انرژی، این انرژی به من می فهماند که دعای دسته جمعی هرگز بی جواب نمی ماند مگر اینکه  به صلاحت نباشد، پس هرگز این را فراموش نمی کنم و نا امید نمی شوم . پس از دعا دستهای مهربان و آغوش های باز به سمت هم روانه می شوند و با گفتن کلمه قبول باشد باز آن دعا را از پیشگاه خداوند برای هم خواستار هستیم.
با احترام همسفر فتانه





نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : کنگره۶۰، راهنمای درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 5 خرداد 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        
                       

سلام آشنا، سلام آشنای غریب؛ سالهاست که می شناسمت، امّا چه سخت است از تو نوشتن! چرا غمگینی؟ بغضت از برای چیست؟ به چه می اندیشی که اینگونه غصه دار شدی؟ دلت از خودت گرفته است؟ این که غصه ندارد! تو آموختی، یزدان پاک بخشنده است، می بخشد گناهان کوچک و بزرگت را؛ پس امیدوار باش و آموخته هایت را بکار ببند تا دیگر غصه دار نبینمت! بر صراط مستقیم قرار گیر، نیروهای منفی را از خودت دور کن، خدا دوستت دارد، من مطمئنم؛ به گفته ام ایمان دارم، دوستت دارد که تو را در مسیر قرار داد که بیاموزی ، قضاوت نکنی، غیبت نکنی، تجسس نکنی، دروغ نگویی و ...! آری دوستت دارد که هر روز، قشنگتر از دیروز برایت رقم میزند، پس همچنان باش که هستی! عاشقی خوب است و تو عاشقی، عاشق تمام خلایق و این بهترین و بالاترین صفتی است که در تو سراغ دارم.
تو خوبان را دوست داری و بدان را نیز! چرا بدان؟ مگر بدان لایق دوست داشتن هستند؟
جوابت را می دانم: آنان ذره ای از وجود خداوند می باشند، فقط راه خود را گم کرده اند، خدا آنان را دوست دارد پس من نیز آنان را دوست دارم.
آری این حرف های دلت است و من از حرفهای دلت خبر دارم، پس عاشقی کن، خود را بابت کمی و‌کاستی هایت سرزنش نکن، ایمان داشته باش جلودار واقعی خداوند است، از راهی که در پیش گرفته ای منحرف نشو، این راه همان راهی است که تو را به خالقت متصل می نماید، گاردریل های راهت را با کمک آموخته هایت آنگونه محکم بساز که ابر قدرتمندترین اهریمن هم یارای در هم شکستن گاردها را نداشته باشد.
با سپاس همسفر شمسیان




نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : کنگره۶۰، راهنمای درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3