تبلیغات
وبلاگ رهجویان عشق - مطالب ابر درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : پریناز رموزی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
وبلاگ رهجویان عشق
با حرکت راه نمایان می شود
یکشنبه 7 خرداد 1396 :: نویسنده : فاطمه شمسیان       
نیروی بازدارنده تلاشش این است که من را متوقف کندواز حرکت در مسیرو ادامه مسیر متوقف کند.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره ۶۰، درمان اعتیاد، عملکرد لژیون،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 31 خرداد 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        

سلام دوستان شمسیان هستم یک هم‌سفر

روزها و حتی ماه‌های اول که به کنگره آمده بودم، وقتی وادی‌ها را می‌خواندم نوری از امید در دلم جوانه می‌زد، اما نمی‌دانم چرا زود همه را فراموش می‌کردم و شاید از آن همه مطلب، یک یا دو موضوع در ذهنم باقی می‌ماند و فکرم را به خود مشغول می‌کرد! آن زمان که در اوج ناامیدی به سر می‌بردم، دستور لژیون شد وادی دهم. چند باری از روی آن خواندم و هر دفعه که آن را فرامی‌خواندم نوری از امید در دلم جوانه می‌زد: آنان که مجذوب رحمت قدرت مطلق می‌شوند به ارتقاء می‌رسند. با خواندن این جمله لبخندی از رضایت برلبانم نشست و حس خوبی به سراغم آمد؛ و زمانی خوشحال‌تر شدم که خواندم: این وادی همچون شمشیر بران است، هم امید می‌دهد وهم بیم! امید به من که‌ای انسان باور داشته باش که خواستن توانستن است و تو با توجه به اختیاری که داری می‌توانی صفت گذشته‌ات را تغییر دهی، می‌توانی با گرفتن طنابی که کمک راهنماها، راهنماها، دیده‌بانان و در رأس آقای مهندس در چاه انداختند خودت را بالا بکشی، از عمق چاه، از تاریکی مطلق، خودت را به سمت روشنایی بکشانی، زیر اقرار نیست تو تا ابد در تاریکی بسر بری و یا افسرده و ناامید و حتی مصرف‌کننده باقی بمانی، زیرا صفت گذشته در انسان، صادق نیست و از طرفی مرا می‌ترساند که‌ ای انسان در جایگاهی که قراردادی به خودت مغرور مشو، منیت، کبر تو را فرانگیرد زیرا این صفات مانع تکامل است و چون انسان جاری است، ممکن است سقوط نمایی! جرقه‌های امید زمانی شعله‌ور می‌شوند که می‌خوانی: تجربه‌هایی که به شکست ختم می‌شود، نباید باعث غم و اندوه تو شود بلکه باید به پندار، گفتار و کردارت نگاهی دوباره اندازی و اشکال را بیابی؛ و آرام‌بخش‌تر زمانی که از عشق سالم سخن به میان آورد، مرحله‌ای که آدمی همه را دوست دارد، زمین و زمان را، جامد و نبات را، خوب و بد را! زمانی که این قسمت را می‌خواندم، آرزو کردم به عشق سالم برسم، چقدر شیرین خواهد بود نرنجیدن از اطرافیان، حتی اندازه نوک سوزن! درس گرفتن از آنان که بدی می‌کنند زیرا آنان معلمان تو هستند و تو به معلمت عشق می‌ورزی؛ مرحله‌ای که نامهربانان را، بدان را نیز دوستداری، زیرا میدانی رفتار ناپسندشان از روی نادانی ست و یا نیازشان، و تو ناخودآگاه دستانت را بالا می‌بری و برای آنان دعا می‌کنی!





نوع مطلب : دستور جلسات هفتگی، 
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط :
شنبه 22 خرداد 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        


تا زمانی که من در مسیر ضد ارزش‌ها قرار دارم نفس من پیروز و برنده است اگر در مرحله‌های پایین نفسانی قرار داریم اصلاً برایم مهم نیست چه‌کاری انجام می‌دهم، گناه می کنم یا قضاوت یا دروغ یا ... هر کاری انجام دهم عذاب وجدان نمی‌گیرم.

ما چطور می‌توانیم به‌فرمان عقل برسیم؟



ادامه مطلب


نوع مطلب : عملکرد لژیون، 
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط :

تازه پانزده بهار از زندگی‌اش می‌گذشت که بوی بد سیگار را از بدنش استشمام کردم؛ باورش برایم سخت بود، همیشه فکر می‌کردم در تربیتم نقصی وجود نداشته و فرزندم بهترین است. آن زمان موتور و یو داشت، جعبه سیگارش را زیر صندلی آن جاسازی می‌کرد. به خودم اجازه ندادم به رویش آورم، چون می‌دانستم جبهه خواهد گرفت. تا اینکه خودش اقرار کرد؛ غبار غم بر چهره‌ام نشست، او قول داد که برای همیشه مصرف نکند فقط گاه‌گاهی، تفننی بکشد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، همسفران، دلنوشته،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        


                                  


ادامه مطلب


نوع مطلب : دستور جلسات هفتگی، 
برچسب ها : کنگره۶۰، درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 6 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        
به نام خالق یکتا

اکنون که سریال یوسف پیامبر را می بینم احساس می کنم با چند سال پیش خیلی فرق می کند،سریال همان سریال است، ولی دیدگاه من عوض شده و بیشتر متوجه آموزش های که این فیلم برای من دارد می شوم.
در کنگره خدمت کردن را آموختم،اینکه با عشق و با همه ی وجود خدمت کردن به خلق خدا چه حال خوشی به ما دست می دهد؟ نبی خدا به همه خدمت می کردند،بردگان،کودکان و...را دوست داشتند.

عشق و محبت واقعی را در وجود افراد کنگره یافتم اینکه پیوند محبت ما را به هم متصل نگه داشته است، پله های رسیدن به عشق خالق،عشق بلاعوض به مخلوقین است.نبی خدا با دانش و آگاهی خود و عشق و محبتی که در درونشان بود زندان را به‌گلستان تبدیل کردند و باعث تغییر همه ی زندانیان شدند،شرایط سخت را برای خود راحت کردند و زندان هم باعث توقف ایشان نشد و همچنان به راه خود که هدایت انسان ها بود، ادامه دادند.
دعا کردن و شکرگزار بودن به انسان آرامش می دهد و در کنگره این دو همیشه وجود دارد ما هر جلسه دست ها و قلب هایمان را به هم گره می زنیم و دعا می کنیم،صحبت کردن با خالق خود ما را بیشتر به او نزدیک می کند،باید پیوسته شکرگزار خداوند باشیم،یاد خدا دل ها را آرام می کند و نور امید را در دل روشن می کند.
کینه و حسادت برادران یوسف(ع) باعث کار ضد ارزشی آنها شد که نفس اماره دستور داده بود و آرامش در درون آنها چندین سال از بین رفت.
وقتی نبی خدا فرمودند؛ پدر هنوز اسماعیل هایش را قربانی نکرده است که این فراق پایان نمی یابد!با خود فکر کردم من برای رسیدن به آرامش و حال خوش باید چه چیزی را قربانی کنم؟چه بهای را باید پرداخت کنم؟خداوندا یاریم کن تا بتوانم فرامینت را به نحو احسنت انجام دهم.
خداوندا سپاس ...

در قبال وجودت...

در برابر آرامشی که در درونمان قرار میدهی..گر بخواهی!

و به خود تقرب میدهی مان..گر بخواهی!

الهی زندگیمان را به سان پیروانت قرار ده...

اندکی...اندکی...اندکی نزدیک به حیات ملکوت





نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : کنگره۶۰، درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        

احیاء یعنی بازتوانی ،یعنی بازسازی ،یعنی جان دوباره گرفتن
و آقای مهندس دژاکام چه اسم زیبایی انتخاب کردند، (جمعیت احیای انسانی کنگره 60)این اسم یعنی انسانهایی که زنده شده اند و واقعا درست است .اگر خوب بنگریم همیشه خشک و یخ زده زندگی کرده ایم مثل زمستان در انتظار بهار بودیم ولی راه را پیدا نمی کردیم.
چون سازوکار احیاء شدن و احیا کردن را نیافته بودیم همه ی ما کمپ ر ا تجربه کرده ایم به امید اینکه این بار مسافرمان با خود بهار را می آورد ولی باز روز ازنو وبدتر از قبل ولی وقتی وارد کنگره 60 شدیم آموختیم که احیا یعنی زنده شدن یعنی باز می توانی زندگی کنی و جان بگیری به شرط اینکه احیاء شدن در قسمت جسم ، روان وحتی فکر و اندیشه تو ایجاد شود .
به شرط اینکه تو تمایل به احیا شدن داشته باشی بدانی که نیاز داری ،بدانی که باید خود را به کسی بسپاری که تمایل دارد به تو کمک کند ،توان دارد که احیایت کند و علم احیا کردن را دارد. 
دستانت را به او بسپار و تسلیم شو و فقط کافیست که تسلیم شوی انگاه طعامی خواهی خورد که جان می گیری و آن طعام شربت اوتی و علم و دانش آن است ،جهان بینی است که قوانین زندگی کردن را به تو می آموزد تا زیبا زندگی کنی ،چهارده وادی است که هر کدام چراغی می شود برای زندگیت ،سی دی ها است که آنقدر به دلت می نشیند که جان می گیری ولی بدان که در راه افراط و تفریط دشمن تو خواهد بود که تو را به زمین بکوبد پس صبور باش وانرژیت را ذخیره کن تا دچار کمبود نشوی واز احیای خود نمانی .
                                                                               نویسنده:همسفر فتانه




نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره۶۰، درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط : مطالب آموزشی،سی دی احیاء،آقای مهندس دژاکام،

همسفر فتانه؛ همین واژه ی سلام،یعنی شروع ادب و معاشرت و همین سلام چراغ سبزی است برای آشنایی،اگر می خواهم فردی مردم دار باشم و اطرافم همیشه پر از دوست باشد باید ادب معاشرت بیاموزم.از خود باید شروع کنم،باید ببینم که چگونه دوست دارم با من رفتار شودو آن رابرای دیگران انجام دهم.
معاشرت در لغت به معنی: باهم زیستن،باهم گفتن ،باهم شنیدن و باهم دوستی و الفت داشتن است .همه ی آدم هابه هم نشین و هم صحبت نیاز دارند.
چه سخت گذشت به من قبل از کنگره که به خاطر مسافرم از همه فاصله می گرفتم؛چون قبل از هر چیز از خود مسافرم دوری می کردم و با هم زیستن ، با هم گفتن و شنیدن و دوست داشتن را از یاد برده بودم.
این دستور جلسه مرا به این فکر فرو برد، که به خیلی از رفتارهایمان توجه نمی کنیم. ولی من وقتی آموزش کنگره را گرفتم به همه چیز وسیع تر نگاه می کنم مثلا:همین دست دادنمان ،نشانه ی دوستی است ولی به مرور زمان این از یادمان رفته و به صورت عادت به آن نگاه می کنیم .چند وقت پیش فیلمی می دیدم که در آن انسان های اولیه وقتی به هم می رسیدند صلاح های خودرا در پشت خود پنهان می کردند و دست خالی خود را به هم نشان می دادند، بخاطر اینکه نشان دهند خواستار دوستی هستند و این آغاز معاشرت برایشان بود.
و اما تعادل و بی تعادلی :اگر بخواهم خود را خوب بشناسم که در کدام دسته از این دو هستم بهترین شناخت هنگام عصبانیت است .آن چیزی را که من موقع عصبانیت از خودم بروز می کنم .همان میزان منطق،شعورم ،معرفتم ومیزان اصالتم است .باید ببینم که می توانم در عصبانیت هم تعادلم را حفظ کنم چون در گذشته تعادل نداشتم .هر وقت که هر چیز بروقف مرادم بود مؤدب و فروتن بودم .ولی کافی بود به بهانه ای یا از اتفاق و یا انتقادی رنجیده شوم تازه آن روی نامبارک خود را نمایان می کردم،دیگر نه ادب می شناختم نه مرام و نه معرفت و نه محبت.
واقعا روح کوچکی داشتم و به درد احوال پرسی های گاه گاهی می خوردم خدا را شاکرم که آموزش های کنگره مسیر تعادل را به من نشان داده و تغییر را در خودم حس میکنم .
به امید تعادلی پایدار.
همسفر شمسیان؛ اوایل که واردکنگره شده بودم واژه تعادل وبی تعادلی را می شنیدم ناخودآگاه دونفر را جلوی خودم مجسم می کردم،یکی مست ودیگری سالم، انسان مست را بی تعادل فرض می کردم که باکوچکترین ضربه این طرف وآن طرف می شد و حتی گاهی پخش زمین می گشت و انسان سالم را،تعادل فرض می کردم که محکم و استوار ایستاده ،تا اینکه متوجه شدم تعادل ریشه درعدل دارد بر وزن تفاعل!وعدل،عادل مرا یاد خدا می اندازد و چون تمام ویژگی های خداوند در اندازه های کوچکتر در انسان ها وجود دارد پس انسانی که تعادل دارد،یعنی عادل است و انسان عادل طوری رفتارمی کند که از صراط خارج نشود، زیرا در هر زمینه ای خروج از تعادل برابر است با بی تعادلی یعنی خروج ازصراط مستقیم، و اما در مورد آداب معاشرت:حتما شنیده ایم ادب مرد به زدولت اوست،پس انسان باادب جایگاهش درجامعه بالاتر از انسان ثروتمند و دارای پست مقام است،پس بارعایت آداب و معاشرت درهمه مواردجایگاهمان رادرجامعه ارتقاءدهیم.




نوع مطلب : دستور جلسات هفتگی، 
برچسب ها : کنگره۶۰، درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط : آداب معاشرت و بی ادبی،تعادل و بی تعادلی،
شنبه 4 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        
ورزش و تندرستی







حضور بچه های لژیون خانم پریناز در ورزش همسفران کنگره۶۰ روز جمعه سوم اردیبهشت در پارک طالقانی 




نوع مطلب : ورزش همسفران، 
برچسب ها : کنگره۶۰، درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        
کنگره دستور جلسات خیلی خوبی مطرح کرده است،این دستور جلسات بیانگر موضوعات روزمره ماست و حل مسائل ماست.شما کتب بزرگان را بخوانید پر از تمثیل،قصه و داستان های پندآموز است،ولی معمولا در حد داستان می ماند وارد مرحله ی عملی خیلی کم می شود.
کاری که کنگره انجام می دهد مطالب یا پیشنهادات خودش را به گونه ای مطرح می کند که شخص درگیر می شود و باید عمل کند و فوری به آن جواب می دهد.
در کنگره ما فلسفه،ادیان یا پزشکی کار نمی کنیم،ما در کنگره هدفمان این است که راهی را پیدا کنیم که چگونه زندگی کنیم؟چگونه زیستن را به ما یاد می دهد.
زندگی داشته باشیم که سرشار از انرژی،آرامش و صلح باشد.


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره۶۰، درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط : مطالب آموزشی،سی دی بازیگر باشیم یا تماشاچی،آقای مهندس دژاکام،
چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        
چه قفل های در زندگیتان وجود داشته که کلیدش را در کنگره پیدا کرده اید؟

همسفر شمسیان؛ قفل زندگیم لذت نبردن از زیبای های اطرافم بود،نه ازکوه،نه دریا ونه از هیچ چیز دیگری لذت نمی بردم اما خدا را شکر بعد از چند ماه سفر کم کم احساسم برگشت و من الان مدتی است حتی از وزش نسیم بهاری،دیدن پرواز پرنده ها در آسمان آبی،غروب خورشید کنار دریا و... لذت می برم و حس خوبی دارم، علت این حال خوش را مدیون کنگره و آموزش های کنگره می دانم،زیرا تا آن موقع هدفم از زندگی کردن را گم کرده بودم،اینک با گذشت زمان به جواب تمامی سوالات گذشته ام می رسم،آرام می گیرم و مصمم تر قدم برمی دارم.
چند سالی بود از همه چیزمی ترسیدم؛به عنوان مثال وقتی سوار ماشین می شدم مدام حس می کردم که الان تصادف کنیم و اصلا صندلی جلو‌ نمی نشستم و خیلی ازمسائل دیگه ،در واقع ترس شده بودقفل زندگی من، وقتی موضوع را با کمک راهنمایم در میان گذاشتم ایشان فرمودند:تنهاراه مبارزه باترس این است که بروی در دل ترس، ماه ها با این موضوع جنگیدم،تا اینکه این  جمله را شنیدم که کلید  قفل زندگیم شد و اما جمله:جلودار واقعی خداوند است! جمله ای که با تمام وجودم حسش کردم،درکش کردم وایمان آوردم! سپاس
همسفر نسترن؛ من دیدم به دنیای اطرافم خیلی عوض شده است قبلا نمی فهمیدم بهار چیست؟ هوای خوب چیست؟ اینقدر خودم را مشغول چیزاهای دیگر کرده بودم که از دنیای زیبای اطرافم هیچ لذتی نمی بردم ولی خدا را شکر الان فکرم خیلی تغییر کرده و حتی با وزش یک نسیم حال خوش به من دست می دهد یا رنگ آسمان ...
همسفر فتانه؛ پنج سالی بود که می دانستم شوهرم اعتیاد دارد و دائما در تنش بودیم  در این پنج سال همیشه در خانه دعوا و زد و خورد بود و بارها سعی کردم که آرام رفتار کنم اما نمی توانستم و همیشه شروع  زد و خوردها عاملش من بودم و چندین بار اقدام به ترک کرد و هر بار که از کمپ به خانه امد من عصبانی تر از قبل بودم واقعا عشق در من مرده بود همیشه به خودم می گفتم؛ کمی مهربان باش ولی واقعا دوستش نداشتم به اجبار زندگی می کردم وقتی تصمیم گرفتیم که به کنگره بیاییم برای درمان فقط بخاطر فرزندم بود دوست داشتم دوستش بدارم اما نمی توانستم ولی آموزشهای کنگره کلیدی شد برای باز شدن حسهایم الان می توانم با صداقت بگویم که هیچ وقت ترکش نخواهم کرد چون او را خوب شناخته ام.
همسفر سمانه؛ من هم قبل از کنگره خیلی قفلها داشتم ،علت آمدنم به کنگره شاید اصلی ترین و مهم ترین درمان همسرم بود ولی قفلهایی مثل غرور، بی صبری ، توکل نداشتن و تسلیم نشدن قفلهایی بودن که کم کم در وجود من بعد کنگره باز شد و این که  سمت کارهایی ضد ارزش نروم مثلا غیبت نکنم شاید قبلا غیبت می کردم حس بدی نداشتم ولی بعد از کنگره بعد هر غیبی حس می کنم دچار کار ضد ارزشی شدم و به نظر خودم به یک آگاهی در مورد رفتارم رسیدم ، و کنگره بهترین کلیدی که به من داد آرامش بود، آرامشی که مدیون آموزشهای راهنمای خودم و کنگره هستم .و به امید روزی که کلید رهایی را از دستان آقای مهندس بگیریم.




نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره۶۰، درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط : پرسش و پاسخ،
سه شنبه 31 فروردین 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        
لژیون خصوصی خانم پریناز روز دوشنبه مورخ(۸۵/۱/۳۰)راس ساعت۵:۳۰ دقیقه با موضوع (سی دی قفل ) آغاز به کار نمود.
               

راهنمای خوبمان خانم پریناز و خواهر لژیونی های عزیزمان به خانم فاطمه،خانم لیلا و خانم مینا جایگاه خدمتشان را تبریک گفتند.و خانم پریناز به همه ی بچه ها تاکید کردن که حتما در کنگره خدمت کنند و گفتند که خدمت کردن باعث می شود حالمان خوب شود.


ادامه مطلب


نوع مطلب : عملکرد لژیون، 
برچسب ها : کنگره۶۰، درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 31 فروردین 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        

 

ما در کنگره در جهات مختلف کار می کنیم،خود مسئله اعتیاد سوای فیزیولوژی، زاییده ی یک فرهنگ است، باید آن ذره ذره حل شود.

بعضی از جوامع از کنترل خارج شده اند و زندگی کردن را بلد نیستند،یا فقط در یک محدوده خاص زندگی را می دانند. ولی ما در کنگره نحوه زندگی کردن و آداب و معاشرت را یاد می گیریم.

مثلا یاد می گیریم که، زباله تولید نکنیم،باید ورزش کنیم که نیرومند شویم،آداب و معاشرت وبا مردم چگونه صحبت کردن را یاد می گیریم،ادبیات را یاد می گیریم،شما از روی سی دی می نویسید یعنی دارید وارد نویسندگی می شوید و این روی ادبیات شما کار می کند.

در سایت همین طور می نویسند واصلا از ویرگول،نقطه،علامت سوال و پاگراف بندی استفاده نمی کنند.درصورتی که یک ویرگول می تواند معنای جمله را عوض کند.

مثلا ‌‌:جمله معروفی که می گفت.بخشش،لازم نیست اعدامش کنید.   یا : بخشش لازم نیست، اعدامش کنید.

دراین دو پاراگراف یک ویلگول باعث می شود فردی اعدام شود .پس باید برای نوشتن به علامتها دقت زیادی داشته باشیم.

موضوع بحث ما کلید است،ما هر مشکلی را بخواهیم حل کنیم  به کلید احتیاج  داریم.

 اعتیاد هم قفلی است،که مشکلش را خودمان به وجود آورده ایم،ولی کلیدش را نداریم. خیلی از بیماریها در جهان هستند که کلیدش را ندارند.




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره۶۰، درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط : مطالب آموزشی،سی دی قفل،آقای مهندس،
یکشنبه 29 فروردین 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        
                



نوع مطلب : دستور جلسات هفتگی، 
برچسب ها : کنگره۶۰، درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط : جهان بینی۱،۲،
جمعه 27 فروردین 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        
              

همسفر لیلا؛ من قبلا فکر می کردم که همه ی کردارم درست است و اگر اشکالی هم دارم ناخواسته است و جایزخطا هستم و فقط با راز و نیاز به درگاه خدا و طلب عفو سعی می کردم جبران خطا کنم.ولی با ورود به کنگره فهمیدم اصلاچرا اشتباه...من هرمشکلی دارم بر اثر جهل و نادانی خودم است و بازپرداخت عملکرد خودم است.البته خدا را هر روز بهتر می شناسم ومیفهمم که هر قدر در تاریکی باشم بیشتر در سختی فرو می روم و سعی می کنم که خودم را بهتر بشناسم و روی رفتارم کار کنم تا نه تنها گذشته را جبران کنم بلکه آینده ی بهتری برای خود رقم بزنم و همه ی اینها یعنی جهانبینی و امیدوارم همه در آموزش جهانبینی موفق باشیم.

همسفر فتانه؛ جهان بینی یعنی آنچه که ما نسبت به کل هستی جهان درون و جهان بیرون برداشت -ادراک و دریافت و احساس می نماییم.
و من قبل از ورود به کنگره نمی دانستم جهان بینی چیست؟ به دیدنی های اطرافم دقت نمی کردم چون غرق در تاریکی ها بودم وتنش های زندگی مرا از فکر کردن دور کرده بود.نمی دانستم که می توانم نسبت به چیزهایی که می بینم برداشت و احساسی داشته باشم به همه چیز بسیار عادی نگاه می کردم و گاه خیلی چیزها را نمی دیدم چون بسیار نا امید بودم. 
به لطف خداوند وارد کنگره شدم و جهان بینی جلد 1 و 2 را مطالعه کردم اولین چیزی را که آموختم تعریف جهان بینی بود که من باید نگرشم به هستی و انسان عوض شود و آموزش دیدم و فرد معتاد را شناختم، و با شناختم به او حق دادم و پذیرفتم که اوبیمار است در گذشته فکر می کردم معتاد ترسناک است و از او باید فاصله گرفت ولی امروزه از معتاد فراری نیستم و به او به چشم بقیه ی مردمان می نگرم
در جهان بینی آموختم که برای درمان اعتیاد یک مثلت درمان داریم که از سه ضلع روان -جسم -جهان بینی تشکیل شده است و سه سفر را باید انجام دهیم و باید حرکت کنیم تا از مبدا به مقصد که رهایی است برسیم.
مهمتر از همه شناخت خود بود که من از دو بخش تشکیل شده ام 1-  صور آشکار 2-صور پنهان   و واقعا من اطلاعی از این ها نداشتم و خوشحالم که خودم را شناختم آمده بودم که مسافرم فقط درمان شود و حال خود دارم بهتر می شوم ولی برای بهتر شدنم باز باید تلاش کنم  باید نفس خود را بشناسم باید خواسته هایش رابشناسم چون آموختم که خواسته نفس دو دسته است 1-معقول 2-غیر معقول، سخت است ولی قابل اجراست و من تلاشم را می کنم. 
بعد شناخت این ها آمدم در خود ببینم که در کدام مرحله نفس قرار دارم آیا در مرحله نفس اماره ام یعنی امر کننده یا در مرحله نفس لوامه ام که ملامت کننده و سرزنش کننده است یا نفس مطمئنه، ولی دیدم چقدر راه در پیش دارم تا به نفس مطمئنه برسم. 
خوشحالم که که در کنگره هستم چون جهان بینی را می آموزم و با آموختن جهان بینی نگرش کلی به هستی و انسان پیدا می کنم که جوابی می شود به سوالات اساسی خودم سوالاتی از قبیل :1-ایا جهان افریدگاری دارد ؟2-آیا انسان پس از مرگ نابود می شودو مرگ یعنی فنا یا تغییر شکل حیات ما آدم هاست؟ 3-آیا من انسان در انجام اعمال و رفتار خود مسئول هستم یا مجبورم ؟و برای خیلی سوالات دیگرم جوابش فقط و فقط یاد گیری جهان بینی است.





نوع مطلب : دستور جلسات هفتگی، 
برچسب ها : کنگره۶۰، درمان اعتیاد، همسفران،
لینک های مرتبط : جهان بینی۲،۱،


( کل صفحات : 3 )    1   2   3