تبلیغات
وبلاگ رهجویان عشق - مطالب ابر همسفر
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : پریناز رموزی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
وبلاگ رهجویان عشق
با حرکت راه نمایان می شود
چهارشنبه 25 فروردین 1395 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        
b0xz95aj743jqkfcy97a.jpg


همسفر مینا : خدا را شاکرم از اینکه اجازه خدمت کردن به بندگانش را بر من عطا کرد و همچنین از کنگره متشکرم که به فرزند کوچک خود اجازه داد با حضور در این جایگاه قدمی به سمت نور بر دارم و بر دستان راهنمای بزرگوارم خانم پریناز عزیز بوسه می زنم که همیشه مشوق اصلی من در هر جایگاه خدمتی بوده اند.
عملکرد در جایگاه نگهبانی که جایگاه آقای مهندس است،بسیار سخت می باشد چرا که جذب افراد و تمایل آنها برای حضور در جلسه به اداره جلسه بستگی دارد.
هر جایگاه خدمتی هم چون نسیمی است که با وزیدن برگهای زرد درخت افکار ما را می ریزد،به شرطی که اجازه رو آمدن آن برگها از زیر برگها و شاخه های سبز داده شود.
حضور در این جایگاه اولین پیامی که برای من داشت رعایت نظم و انظباط و مدیریت زمان است و دوم اینکه افراد و عملکردشان را قضاوت نکنم و بهترین اتفاقی که برایم افتاد اینکه پیوند محبت بین من و دیگر خواهران بیشتر و‌محکم تر گردید.
از تمامی افرادی که در این جلسات با نگاه و حرفهایشان به من انرژی دادند سپاسگزارم و برای همه ی کسانی که تجربه خدمت در این جایگاه را نداشته اند خواستار خدمت کردن می باشم.

همسفر حمیده: خدمت در جایگاه دبیری آموزش های زیادی برایم داشت. هر کدام از اساتید جلسه یک نکته آموختم، هر مشارکت برایم کلیدی رهگشا بود . آموختم که چطور با نیروهای بازدارنده مقابله کنم، شاید گاهی بخاطر خستگی، مراسم خانوادگی، بیماری و یا مشغله کاری، کمرنگ تر در جلسات حضور داشتم ولی در این خدمت آموختم که می توان به همه امور رسیدگی کرد، و در کنگره هم حضوری فعال داشت.
اواخر پاییز خواهر لژیونی عزیزم خانم مینا به جایگاه نگهبانی دست یافت و من را لایق خدمت در این جایگاه دانست، که بسیار از لطف ایشان ممنونم . در کوتاهترین روز سال(شب یلدا) خدمت را آغاز کردیم و روزهای سرد زمستانی با چیدن سفره هفت سین به پایان رساندیم، خدمت در روزهای آغازین سال هم حال و هوای خوشی داشت. چه شیرین و دلچسب بود دیدن تک تک اعضا از روبرو در تمام جلسه، همانطور که جلسات با نظم آغاز و اداره میشد، رفت و آمدها نظم خاصی داشت. بعضی همیشه در نقطه خاصی از سالن می نشستند، بعضی فقط کنار راهنمایشان آرام می گرفتند، تازه واردین با تعجب و حسی غریب ما را نظاره گر بودند. خدمتگزاران مشتاق هرجلسه درخواست خدمت داشتند، و همه اینها را دیدم و پیوند محبتم با شعبه و کنگره عمیق تر از قبل شد.
خدمتی که خیلی سریع گذشت و طی این مدت، دو جلسه غیبتم را خواهرلژیونی عزیزم خانم لیلا جبران کردند، از ایشان هم صمیمانه متشکرم. و پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست، شکر خداوند که مینای عزیز، خانم صدیقه و من باید خود را برای خدمتی بس سهل و سخت آماده کنیم و همیشه از کنگره آموزش بگیریم و آموزش دهیم، انشالله که در چرخه آموزش موفق باشیم.
در پایان از راهنمای عزیزم خانم پریناز ممنونم که زمینه خدمت را در وجودم ایجاد کردند، همچنین مینای عزیزم که دبیر چندان خوبی برایش نبودم و من را تحمل کرد، و همه عزیزانی که هر جلسه دنیایی از عشق و امید را به من هدیه دادند، بسیار سپاسگزارم.




نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : راههای درمان اعتیاد، کنگره 60، درمان، همسفر، نگهبان و دبیر،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 3 اسفند 1394 :: نویسنده : همسفر حمیده       
موضوعاتی که ما به آن اعتقاد داشتیم یکی اختیار داشتن انسان است و دیگری روح که الهی است و مختص به انسان است ویژگی دیگری که به آن اشاره می‌کنیم این است که سایر مخلوقات تقریباً به صورت کامل آفریده می‌شوند ولی انسان تنها مخلوقی است  که زمانی که خلق شد خودش مأمور به تکامل خودش شد مانند یک صفحه سفید نقاشی که اینجا یک مثلث شکل می‌گیرد که یک ضلع آن تابلوی نقاشی یا همان جسم ماست ضلع دیگر نقاش یا همان نفس ماست و ضلع سوم ابزار نقاشی است بنابراین تکمیل شدن انسان بر عهده خودش است به همین دلیل می‌بینیم مثلاً یک نفر می‌شود دانشمند و یک نفر دیگر بی‌سواد می‌ماند خداوند از روح خود در انسان دمید و این روح از طریق آموزش‌ها انسان زا به تکامل می‌رساندهمان طور که گفتیم تکامل انسان مانند یک نقاشی است که خلق این نقاشی توسط خداوند انجام می‌شود و انسان فقط می‌تواند این نقاشی را کامل کند به عبارتی دیگر جسم انسان مانند یک ماشین بسیار پیچیده است و در اختیار انسان قرار گرفته است این نقاشی به ما داده‌شده و ما می‌توانیم به آن آراستگی بدهیم
39ty_2.jpg


ادامه مطلب


نوع مطلب : عملکرد لژیون، 
برچسب ها : راههای درمان اعتیاد، کنگره 60، درمان، همسفر، خلاصه سی دی، نقاش ماهر،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 27 بهمن 1394 :: نویسنده : همسفر حمیده       

a3sfs3gu0chb53dwgk.jpg


اسامی قبول شدگان آزمون کمک راهنمایی کنگره 60 آذر ماه 94 ؛ نمایندگی شهرقدس

همسفران

 ردیفنام و نام خانوادگی  نام راهنما فنی  جهانبینی 
 1حمیده امینیپریناز قبول  قبول 

به لطف خداوند من هم در این آزمون سربلند شدم و اذن خدمت در شعبه شهر قدس صادر شد

بدینوسیله از راهنمایان خوبم سرکارخانم نسرین ، سرکار خانم سارا نادری، سرکارخانم پریناز رموزی 
مسئول لژیون سفر دومی های شادآباد سرکار خانم منیره 
و همه عزیزانی که طی حضورم در کنگره 60 از تجربیات گرانبهایشان، آموزشی ناب در اختیارم گذاشتند، تقدیر و تشکر می کنم 


انشاءالله به زودی با خبر قبولی خواهران لژیونی در شعبه شادآباد، این شادی ، شیرین تر خواهد شد 




نوع مطلب : عملکرد لژیون، اخبار، 
برچسب ها : راههای درمان اعتیاد، کنگره 60، درمان، همسفر، آزمون کمک راهنمایی،
لینک های مرتبط :
جمعه 25 دی 1394 :: نویسنده : همسفر حمیده       
روز چهارشنبه 23/دی ماه/94 در محل نمایندگی آکادمی مراسم اهدای جوایز مسابقات ورزشی گروه خانواده توسط دیده بان محترم گروه خانواده سرکار خانم آنی و سرکار خانم کماندار و مسئولین ورزشی گروه خانواده برگزار گردید.



به راهنمای خوبمان تبریک عرض نموده و خواستار جایگاههای بالاتر برای ایشان و تیم والیبال شعبه هستیم 





نوع مطلب : ورزش همسفران، اخبار، 
برچسب ها : راههای درمان اعتیاد، کنگره 60، درمان، ورزش، همسفر،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 دی 1394 :: نویسنده : همسفر حمیده       
odcygjy5it8ks7vwn2g1.jpg

تابستان گذشته مسابقه داخلی کنگره در قسمت والیبال همسفران ، جام سردار برگزار گردید .
این مسابقات بین 3 تیم از اعضای همسفران کنگره 60 برگزار شد . که تیم راهنمای خوبمان سرکار خانم پریناز توانست رتبه اول را دراین مسابقات کسب نماید.


شهد شیرین این پیروزی گورای وجودتان
تا باد چنین بادا




نوع مطلب : ورزش همسفران، اخبار، 
برچسب ها : راههای درمان اعتیاد، کنگره 60، درمان، ورزش، همسفر،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 20 دی 1394 :: نویسنده : همسفر حمیده       
روز پنج‌شنبه 94/10/17 سیزدهمین جلسه از دوره پنجاه و نهم کارگاه آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران نمایندگی شادآباد با دستور جلسه «وادی پنجم و تأثیر آن روی من» با استادی آقای حنفی نگهبانی، آقای محمدعلی هاشمی و دبیری آقای مجید یزدی رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود. در ضمن تولد آقای امیر کاکوند را نیز جشن گرفتیم.


ادامه مطلب


نوع مطلب : تولد، 
برچسب ها : راههای درمان اعتیاد، کنگره 60، درمان، تولد، همسفر،
لینک های مرتبط :
شنبه 19 دی 1394 :: نویسنده : همسفر حمیده       
روز جمعه 94/10/18 در پارک طالقانی ، بین همسفران کنگره 60 ، مسابقات دارت ، جام عقاب طلایی برگزار گردید.

خانم اعظم از شهرک غرب مقام اول 
خانم سمیرا از شعبه شادآباد مقام دوم 
خانم حمیده از شعبه شادآباد مقام سوم 

skh0ht9zoioruotcp8m.jpg

از این طریق از مهندس دژاکام عزیز ، ورزشبان دارت همسفران ، سرکار خانم منیره تشکر می کنم .





نوع مطلب : اخبار، ورزش همسفران، 
برچسب ها : راههای درمان اعتیاد، کنگره 60، درمان، همسفر، ورزش،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 16 دی 1394 :: نویسنده : همسفر حمیده       
روز پنجشنبه 1394/10/17 اولین سال رهایی من و مسافرم آقای امیر کاکوند به همراه همسفر همیشگیمان یلدا را در شعبه شادآباد جشن خواهیم گرفت 

xoy3l2qdnk4ml1hynpwj.jpg


حضور گرم مسافران و همسفران خوب کنگره 60 در این جشن مایه شادی و افتخار ماست 







نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها : راههای درمان اعتیاد، کنگره 60، درمان، همسفر، تولد،
لینک های مرتبط :
شنبه 12 دی 1394 :: نویسنده : همسفر حمیده       
روز پنج‌شنبه 94/10/10 سیزدهمین جلسه از دوره پنجاه و نهم کارگاه آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران نمایندگی شادآباد با دستور جلسه «نقش آموزش در رهایی» با استادی آقای ایرج ورمزیار، نگهبانی آقای مجید یزدی و دبیری آقای رسول هاشمی رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

omho_img_7017.jpg



ادامه مطلب


نوع مطلب : تولد، 
برچسب ها : راههای درمان اعتیاد، کنگره 60، درمان، همسفر، تولد،
لینک های مرتبط :
شنبه 12 دی 1394 :: نویسنده : همسفر فاطمه صالحی        

روزچهارشنبه دوم دی ماه سال نود و چهار بود،موج شادی در چشمان مهربانش دیده می شد . لبخند از صورتش محو نمی گشت هنوز ساعت 9را اعلام نکرده بود ، سرحال و شاداب خانه را به مقصد آکادمی ترک کرد و فقط خدا میداند که چقدر خوشحال بود؟ وقتی رسید نامش جزِء نفرات اول ثبت شد و من در خانه به این میاندیشیدم که چه بگویم در حضور قلب تپنده ی گنگره60 که توانسته باشم حداقل احساسم را بیان نمایم . یعنی اجازه خواهند داد !!؟ظهر به همراه کمک راهنما و چند تن از خواهر لژیونی هایم راهی آکادمی شدیم،خوشحال بودم عزیزانم در کنارم هستند.

f9h9edk1m3v9o3817mkq.jpg

 دوست داشتم همه در شادیم باشند،دو ست داشتم شادیم را همچون کیک تولد تکه تکه کنم و به دوستانم تقدیم نمایم . قبل از شروع مراسم به آکادمی رسیدیم آهنگی دلنشین فضای سالن را پر کرده بود و به آدمی آرامش میداد منتظر ماندیم تا سفیر عشق از راه برسد بعد از دقایقی او آمد و ما به احترام ورودش از جا برخاستیم . او با نام قدرت مطلق الله جلسه را آغاز نمود و من میدیدم که همه عاشقانه نگاهش میکردند! فضا، فضای عاشقی بود و من بوی عشق واقعی را حس مِی کردم ، دیگر از تپش قلبم خبری نبود ، تپشی که همیشه مانع صحبت کردنم درجمع می شد .

دستور جلسه خدمت کنگره به من و کمک من به کنگره بود سفیر عشق صحبت کرد و شاگردانش، پای درس او در سکوت کامل نشستن و گوش فرا دادن. بعد از اتمام صحبت هایشان، گل های رهایی را آوردند آهنگ رهایی نواخته شد، سفیر عشق شماره ها را اعلام کردند مسافران به همراه همسفران و کمک راهنماهایشان در جایگاه قرار گرفتند بعد از معرفی و تشکّر  گل های رهایی را می گرفتند و جایگاه را ترک می کردند. آقای مهندس شماره ها را آنقدر با احساس و شور صدا می کردند که شعفی وصف ناپذیر به آدمی دست می داد جزء نفرات اول بودیم شماره ی ما را اعلام کردند 104، مطمئنم این شماره را هرگز فراموش نخواهم کرد از خدای خودم خواستم کمکم کند تابتوانم احساسم را، نه، احساس تمامی مادران را بیان کنم، احساس تمامی همسفران را بیان کنم .

در جایگاه قرار گرفتیم؛ وجود همه ی عزیزانم را در جمع حس می کردم با دیدن چند نفر از افراد شعبه دلم قرص تر شد و به خودم گفتم؛ می توانم! راهنمای مسافرم خودش را معرفی نمود و ورود مسافرم را به سفر دوم اعلام کرد. مسافرم بعد از معرفی خودش اینگونه احساسش را نسبت به استاد عشق "آقای مهندس"و سکاندار عشق"راهنمای عزیزش"بیان نمود: اول تشکر می کنم از راهنمای عزیزم،من مدت مصرفم پایین بود و سیستم بیوشیمی بدنم کاملا تخریب نشده بود و باید دو سه سالی مصرف می کردم تا تخریب کامل انجام می گرفت راهنمایم مسئولیت تخریب و درمانم را برعهده گرفت و بلاخره من با سن کم به درمان رسیدم و می دانم سر و کله زدن با یکی هم سن و سال من خیلی سخت است از ایشان بی نهایت سپاسگذارم، از همسفرم وراهنمای همسفرم تشکر می کنم از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم و امیدوارم همیشه شاد و پیروز باشند .

من به خودمی بالیدم که توانست خوب سخن بگوید  و ازخدا مدد خواستم تا من نیز از عهده سخن گفتن برآیم و باعث شادیش شوم. کمک راهنمایم خود را معرفی نمود و ورود مرا به جمع سفر دومیها خوش آمد گفت؛ شاید باور نکنید من که در جمع شعبه ی خود، توان سخن گفتن در جمع را نداشتم بی لرزش دست و صدا بی آنکه قطره اشکی از چشمانم جاری شود اینگونه آغاز سخن کردم: عرض ادب و سلام دارم خدمت همه ی شما بزرگواران بلاخص آقای مهندس و خانواده محترمشان، با اجازه آقای مهندس! روز اولی که وارد کنگره شدم خانم آنی استاد جلسه بودند، از خانمی که کنارم نشسته بود پرسیدم؛ببخشید این خانم کی هستند؟گفت: همسر آقای مهندس، همون کسی که کنگره 60 را تأسیس کرد.

خانم آنی صحبت کردند، بعد صحبت هایشان برگه های بین همسفران پخش شدکه سوالاتشان را توی آن بنویسند و تقدیم خانم آنی کنند و خانم آنی به سوالاتشان جواب دهند "پرسش و پاسخ" چند برگی باز کردند شاید هفت الی هشت تایی،بدون استثنا همه تو برگه هانوشته بودند: خانم آنی دستان گرمت را میبوسم، خانم آنی دستان مهربانت را می بوسم، یک مرتبه خانم آنی صدایشان را بالا بردند و فرمودند: یعنی چی خانم آنی دستانتان را می بوسیم؟ و بعد آروم گفتن: من روی ماه شما را می بوسم، انگار از خواب بیدار شده بودم باورم نمی شد! مگر می شود آدم انقدر متواضع باشد؟ مگر می شود آدم انقدر بزرگوار و فروتن باشد؟ اشک تمام صورتم را شستشو می داد. برگه ای از دفترم جدا کردم و برایشان نوشتم: سلام  بر شما که نمی شناسمتان من خاک پای شما و همسرتان را می بوسم من جلوی پاهای همسرتان سجده می کنم چطور انتظار دارید احساسمان را ابراز نکنیم؟ شما زندگیمان ،عشقمان، نفسمان، فرزندمان را به ما برگرداندید، بوسیدن دستانتان و سجده کردن که هیچ، من جانم را به شما هدیه خواهم داد. از آن روز تصمیم گرفتم به بهانه ی رهایی مسافرم جلوی پاهای شما زانو بزنم و از شما بابت چیزهای که به ما دادید و ما متوجّه شدیم درکش کردیم مثل رهایی مسافرهایمان و چیزهایی که به ما دادید و ما هنوز درکش نکرده ایم ،تشکر می کنم ،با تمام احساسی که داشتم به پاس تشکر از خدا که بنده ای از بنده گان پاکش را برای راهنمایی قافله ی ما فرستاده بود و به پاس از سفیر عشق"آقای مهندس دژاکام"جلوی پاهایشان سر به سجده گذاشتم و خاک پاهایشان را سرمه ی چشمانم کردم،من این کار را علا رقم میلشان انجام دادم و از اینکه توانسته بودم گوشه ای از احساساتم را بیان نمایم خوشحال بودم و در ادامه به ایشان گفتم :آقا بابت آرامشی که به ما دادید از شما سپاسگذارم .ازجای خودبرخواستم ودرادامه ازراهنمای مسافرم تشکرکردم وبه احترام ایشان سرتعظیم فرودآوردم وازاینکه فرزندم رابه من بازگردانده بودن سپاسگزاری نمودم ودرآخرازسنگ صبورلحظات سخت زندگیم تشکرکردم!تشکروسپاس ویژه ای ازراهنمای عزیزم که آموزش هاوقوانین کنگره رابی کم وکاست باعشق دراختیارم گذاشت تادوبال پروازبرای مسافرم باشم.

بعد از اتمام صحبت هایم آقای مهندس گلهایی رهایی را به راهنمایی مسافرم و راهنمایم دادند و دیدم مسافرم چه عاشقانه مریدش را به آغوش کشید. شاید باورش برای شما سخت باشد امّا من آن لحظه در آسمانها سیر می کردم، انگار خواب بودم. آنقدر خوشحال بودم که حال و هوای آن لحظه را نمیتوانم به چیزی، به احساسی از حس های گذشته ام تشبیه کنم.

یکی پرسید چطور توانستی جلوی اشکهایت را بگیری، تو که با کوچکترین اشاره بغض می کردی و اشک می ریختی؟برای خودم نیز باور کردنی نبود من حتّی  هنگام سخن گفتن، بغض نکرده بودم! به یاد آوردم روزهای سخت سفر را؛ روزهای سقوط آزادش را من بارها و بارها شاید هزاران بار در همان روزهای سخت این حرفها را در خلوت خود به زبان آورده بودم و بارها با زمزمه کردن سخنانم اشک ریخته بودم روزهای که او بی قراری می کرد و از دست من کاری بر نمی آمد جز تصویر سازی لحظه رهاییش! انگار اشکهایم به اتمام رسیده بود و یا حداقل اشکی برای باریدن نداشتم.

با احترام همسفر فاطمه شمسیان





نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : راههای درمان اعتیاد، کنگره 60، درمان، همسفر، رهایی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 3 دی 1394 :: نویسنده : همسفر حمیده       
آقای: میلاد _ نام راهنما : آقای رضانادری_ نام راهنمای همسفر :سزکازخانم پریناز _ آنتی ایکس : تریاک و قرص _ مدت سفر: 10ماه و 27روز _ داروی درمان : OT 

k6klxmjd5qur9lo92d9d.jpg

آقای: مرتضی _ نام راهنما : آقای ایرج ورمزیار_ نام راهنمای همسفر : سرکارخانم پریناز _ آنتی ایکس : هروئین _ مدت سفر: 12ماه _ داروی درمان : OT 

x0nve8yl7j8pi1mml0we.jpg

به خواهران خوبمان سرکار خانم فاطمه و محبوبه عزیز از صمیم دل تبریک عرض کرده و رهایی مستدام با عمرشان را از خداوند خواستارم 

y7o6wz1cpfjk3dlmxqwv.jpg

6oem4cuzb5mruunqvn.jpg




نوع مطلب : رهایی، 
برچسب ها : راههای درمان اعتیاد، کنگره 60، درمان، همسفر، رهایی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 آذر 1394 :: نویسنده : همسفر حمیده       
این جلسه اولین جلسه از دور چهلم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی شادآباد ویژه همسفران مورخ 94/9/30 با دستور جلسه "برای چه ورزش می کنم؟ جهان بینی ورزشی"با استادی خانم پریناز و نگهبانی خانم مینا و دبیری خانم حمیده راس ساعت 15:30 آغاز به کار نمود .


استادی خانم پریناز در اولین جلسه خدمت رهجویانشان ، باعث قوت قلب و آرامش بود 
راهنمای عزیزم تا همیشه سپاسگزار عشقت هستیم 





نوع مطلب : عملکرد لژیون، دستور جلسات هفتگی، 
برچسب ها : راههای درمان اعتیاد، کنگره 60، درمان، همسفر،
لینک های مرتبط :
جمعه 27 آذر 1394 :: نویسنده : همسفر حمیده       
روز جمعه 27 آذر برای لژیون ما خاطره انگیز بود ، در سرمایی سوزان ، شکوفه های کنگره به بار نشسته بودند و شاهد دستور رهایی دو خواهر عزیزمان از بند اعتیاد بودیم 

o15tfikvdx029fpk66ex.jpg
مادر عزیز لژیون ، خانم فاطمه شمسیان عزیز که رهایی میلاد را به لطف خانم پریناز عزیز و آقای نادری تجربه کردند 

bj0u2brh6xrl8rrokp7.jpg

همسفر محبوبه عزیز که شیرینی زندگی مشترکشان را شاهد هستن به لطف خانم پریناز و آقای ایرج ورمرزیار گرامی 


به هردو عزیز تبریک گفته و آرزوی بهترین ها را برایشان داریم 
از طرف خواهر لژیونی 




نوع مطلب : رهایی، 
برچسب ها : راههای درمان اعتیاد، کنگره 60، درمان، همسفر، رهایی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 9 آذر 1394 :: نویسنده : همسفر حمیده       
هر یک از اعضای کنگره و یا یک مسافر یا همسفر واقعی ، دو خصوصیت یا مشخصه خاص دارد . آموزش دیدن و خدمت کردن . اگر این دو مشخصه در کسی به صورت پر رنگ قابل دید باشد ، بدانیم که در حال حرکت مفید و موثر است و در غیر اینصورت ، یعنی کم رنگ بودن این دو خصوصیت و یا یکی از آن ها ، بدانیم که حرکت ، حرکت پایدار و ماندگاری نخواهد بود .
درکنگره 60 اگر کسی در حال یادگیری و خدمت نباشد ، از مسیر خارج می شود و درمسائل منفی و حاشیه ای وارد می شود .

دستور جلسه این هفته: از فرمانبرداری تا فرماندهی




ادامه مطلب


نوع مطلب : دستور جلسات هفتگی، 
برچسب ها : راههای درمان اعتیاد، کنگره 60، درمان، همسفر،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 آذر 1394 :: نویسنده : همسفر حمیده       

بنام خالق یکتا

هریک از این رها یافتگان پرنده ای خواهند شد

که از نا باوری مطلق به باور واقعی دست خواهند یافت

در نتیجه وجود آنها مانند غرش رعد خواهد بود

در سپاس از این عمل بسیار عظیم.

zx9jxvunc6zet9lvn0q1.jpg

در روز چهار شنبه 94/9/4 خانم مینا با 18 کیلو کاهش وزن بعد از گذشت 14 ماه سفر اول توانست به خواست خود که تناسب اندام وتعادل بود ،دست پیدا کند.

فرمان رهایی این عزیز توسط راهنمای بزرگوارمان جناب آقای زرکش اعلام گردید ونامه ی رهایی، با دستان مبارک استاد امین دژاکام به امضاء رسید.

خدمت جناب مهندس وخانواده محترمشان تبریک عرض نموده وآرزوی بهترینها را برایشان داریم.

به مینای عزیز وآقای زرکش تبریک می گوییم وبرایشان موفقیت وشادکامی آرزومندیم.





نوع مطلب : رهایی، 
برچسب ها : راههای درمان اعتیاد، کنگره 60، درمان، همسفر، رهایی،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2